محمد معصوم البكري ( نامى )

270

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

و لوا و خلعت فاخر و تاج ، و لقب امين الدولة و امين الملة ابو القاسم محمود ولى أمير المؤمنين ( زين الأخبار ، ص 62 ) . پس از چه سبب بعد از هفت سال محمود از خليفه غضبناك شده گماشتگان او را از ملتان اخراج كرد . والىء ملتان در آن وقت داؤد بن نصر قرمطى بوده ، و قرامطه چنان كه مشهور و معروف است مخالف بنى عباس بودند ، پس چگونه مىتوان گفت كه او يكى از گماشتگان القادر بالله بود ؟ بر وفق زين الأخبار ( ص 65 ، 66 ، 70 ) سلطان محمود در سنه 396 ه انند پال بن جيپال را هزيمت داده « به راه هندوستان بملتان رسيد و هفت روز آن شهر را حصار كرد ، تا مردم اندر ميان آمدند و صلح كردند كه هر سال بيست بار هزار هزار درم بدهد از ولايت ملتان ، و برين قرار افتاد ، و امير محمود باز گشت » . بار ديگر در سنه 401 ه باز قصد ملتان كرد و هر چه از ولايت ملتان باقى مانده بود بگرفت ، « و قرامطهء كه آنجا بودند بيشتر ازيشان بگرفت ، و بعضى را بكشت ، و بعضى را دست بريد و نكال كرد ، و بعضى را بقلعها باز داشت تا همه اندران جايها بمردند . و اندرين سال داؤد ابن نصر را بگرفت و بغزنين آورد ، و از آنجا بقلعهء غورك فرستاد ، و تا مرگ اندران قلعه بود » . ص 32 ، س 12 : و عبد الرزاق وزير را از ملتان با فوجى بجهة تسخير سند تعين نمود الخ : براى اين تقرير نيز هيچ منبع موثق نيست و نه كسى از وزرا يا سپه سالاران محمود باسم عبد الرزاق موسوم بود . و ليكن خواجه احمد بن حسن ميمندى را پسرى بود عبد الرزاق نام كه امير مودود بن مسعود ( 432 - 440 ) او را نامزد سيستان كرده بود و او عبد الرشيد بن مسعود ( 440 - 444 ) را از حبس رهانيده بغزنين آورد و بجاى على بن مسعود ( 440 دو ماه ) بر تخت نشاند ( راجع طبقات اكبرى ، جلد اول ، ص 31 ) . و نيز اسم يكى از