محمد معصوم البكري ( نامى )
مقدمه 24
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
المعروف به « تاريخ معصومى » درين زمينه بكفائت او گواهى نميدهد . در تمام نسخهء تاريخ فقط سه كتب تاريخ را نام برده : تاريخ مرآة الجنان « 1 » و تاريخ گزيده « 2 » و چچنامه « 3 » ، گويا بر هيچ كتب تاريخ عربى و فارسى اعتماد نكرده يا عمدا آن مصادر را در پس پشت گذاشته جميع مواد تاريخ معصومى را من تلقاء نفسه ايراد كرده است . اگر بدقّت نظر كنيم خواهيم ديد كه در تمام حقايق تاريخى از همدم خود خواجه نظام الدين احمد هروى به هيچ وجه سبقت نبرده ، و هيچ اضافهء معتد به نكرده ، حتى در وقايع چشمديده : مثلا در محاصرهء بوهرى نزديك نصرپور نظام الدين بخشى و ملا عبد الباقى نهاوندى مؤلف مآثر رحيمى هر دو اشعار دارند كه چنان تنگى و عسرت در لشكر خانخانان راه يافت كه اكبر پادشاه او را دو لك و پنجاه هزار روپيه و يك لك من غله با چند توب بزرگ و توبچى بسيار مصحوب رايسنگ بكومك خانخانان ارسال نمود « 4 » ، اين حقيقت را مير معصوم در تاريخ خود اظهار نكرده . و جزء اول تاريخش كه مبناى آن بر چچنامه است خيلى مختصر و مملو از أغلاط تاريخى است . مثلا در ايراد وقايع سلسلهء براهمه گويد كه بعد از چچ پسر كلان او داهر جانشين او شد « 5 » ، و ذكر حكومت چندر برادر چچ كه بعد ازو بر تخت نشست از ميان برده ، و نيز در ترتيب حمله محمد بن قاسم اشتباه كرده . بزعم او محمد بن قاسم اولا نيرن كوت را محاصره كرده و بعد به ديبل رفته محبوسان اهل اسلام را آزاد ساخته ، حالانكه از قرار خود چچنامه و تواريخ عربى مانند فتوح البلدان و تاريخ اليعقوبى محمد بن قاسم اولا قلعه ديبل را گرفت
--> ( 1 ) راجع متن ، ص 5 ، س 11 . ( 2 ) راجع متن ، ص 5 ، س 4 . ( 3 ) ايضا ، ص 4 ، س 13 - 14 ؛ ص 6 ، س 4 . ( 4 ) طبقات : جلد دويم ، ص 414 - 15 ؛ مآثر رحيمى ، جلد دويم ، ص 362 - 63 . ( 5 ) راجع متن ، ص 16 ، س 8 - 9