محمد معصوم البكري ( نامى )
253
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
و خان خانان شباشب جمعى را از مقابل اردوى به آن روى آب ( a 190 . f ) گذرانيد ، و جمعى را كه جانى بيگ تعين كرده بود ، شب « 1 » آمده بدر اردو « 2 » ريختند . و چون اينجا كمال حزم و احتياط شده بود ، كارى نتوانستند ساخت . صباح آن غرابها متوجه اردو شدند ؛ و ازين قلعچه كه توبها دران بود توب انداختن گرفتند . هر توب كه بلند مىرفت ، لشكرى كه خان خانان از آب گذرانيده بود ، به غراب رسيده به آنها مىرسيد . چنانچه چندى ازان زخمى شدند . بالآخرة دهن توبها را پست تر كردند ، چنانچه توب از غراب باينطرف دريا مىرسيد ، و مشخص ميشد كه به آب رسيده بعد از ان مىجست و هشت و نه كشتى را ميشكست و جمعى را به قتل مىرسانيد . و چون ايشان استعداد غرابها داشتند ( و ) در هر غراب درودگر مقرر بود فى الفور آن را محكم مىكردند . و آن روز به همين نهج جنگ مىكردند ، و توب اندازى مىشد . ازين روى آب قلعه لشكر خان خانان و از ان طرف چهله ، ناچار غرابها را از ميان دريا بايستى آمد ، و آب تيز بود . تا دو نيم پهر چپه مىزدند و « 3 » جنگ مىكردند ؛ و كس بسيار از ايشان بضرب توب بقتل مىرسيد ، تا آنكه ديدند ( b 190 . f ) كه ازين قلعچه نمىتوانند گذشت ، و كس بسيار از ايشان تلف مىشوند ، بناچار رو بفرار نهادند . و غرابهاى خان خانان تعاقب نموده از پى در آمدند ، و از طرف دريا لشكر بر ايشان هجوم كرد . خسرو خان سردارى خوب كرده و غراب خود را عقب نگاه داشته ، غرابهاى ديگر را پيش كرد . غراب چندى كه در ان فرنگيان جنگى و بعضى سپاهيان بودند ، آنها بدست افتادند . و به غراب خسرو خان نيز غراب پادشاهى رسيده بود . ناگاه در داروخانهء غراب پادشاهى آتش افتاده ، جمعى در ميان سوختند .
--> ( 1 ) ر : پيش ( 2 ) د : بر دروازه ؛ و اين قراءة ح است ( 3 ) م : تا دو نيم بهر چند مرتبه