محمد معصوم البكري ( نامى )
252
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
آورده ملحق شدند . مردم سيهوان قلعه را كشيدند . نواب با جمعى از امرا كنگاش كردند كه چه بايد كرد : بر سر جانى بيگ به تهته مىرويم يا اول مهم سهوان را بانصرام رسانيده پيش مىگذريم ؟ راى همه بران قرار گرفت « 1 » كه سهوان بر سر راه است ، و عبور مردم ما و كشتيها از انجاست ، بهتر است كه سهوان را فتح نموده پيش بگذريم . به همين قرار داد از آب گذشته گرد سهوان مرچلها قسمت نموده ، در مقام ساختن سابات شدند . درين اثنا خبر رسيد كه نواب جانى بيگ با لشكر « 2 » گران سنگ از تهته بر آمده متوجه جنگست . از استماع اين خبر ترك محاصره كرده متوجه جانى بيگ گشتند . جانى بيگ اين خبر را شنيده بالاتر از نصرپور در موضع بوهرى بكنار دريا طرح قلعه انداخته ( b 189 . f ) مستحكم گشت . خان خانان چون به شش گروهىء آن قلعه رسيد ، جانى بيگ صد دويست « 3 » غراب جنگى و كشتى بسيار با خسرو خان و امراى ديگر همراه نموده ، بر سر اردو و كشتيهاى خان خانان فرستاده از دو جانب دريا فوجها تعين نمود . خان خانان يكپا كرده « 4 » ، از اردو پيشتر ، در كنار دريا ، بجهة توبها مقدار پنج شش جريب قلعچه در ريگ ساخته ، محمد مقيم بخشى و على مردان و ترمذى « 5 » و مؤلف را با جمعى ديگر از امرا در قلعچه تعين فرمود . و آن چنان واقع شده بود كه غرابها آنجا رسيده از پيش قلعچه بگذرند ، زيرا كه آن روى آب در مقابله جهلهء « 6 » عظيم بود ، آنها را ناچار بايستى از پيش قلعچه عبور نموده به اردو رسيد . الحق آن كنگاش را محمد مقيم يافته بود كه پيش فرستادن توبها اين فايده مىكند كه آسيبى به اردو نرسد . بتاريخ . . . شهر شوال سنه 999 بعد از وقت زوال غرابها رسيدند . ديدند كه از ان روى آب جهله است ، و آن روى آب قلعه در مقابله آمده ، توقف نمودند . پارهء جنگ توب از طرفين واقع شد ؛
--> ( 1 ) ف : يافت ( 2 ) م : سپاه ( 3 ) ر : صد و دو ويست ( 122 ) ( 4 ) ح : خانخانان نيز چند لشكر بكنار كرده ( 5 ) ح ر م : سرمدى ( 6 ) م : در همه جاها « چهله » دارد