محمد معصوم البكري ( نامى )

مقدمه 23

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

كرده همه شبگير بسر منزل دور * تو خفته بره بانگ جرس مىشنوى يك حصهء عمر من بنادانى رفت * يك حصه از ان چنان كه ميدانى رفت يك حصه به بيهوده به بيكار گذشت * يك حصه بافسوس و پشيمانى رفت نيز پنج مثنوى باسم خمسه در تتبع خمسه يا پنج گنج نظامى بنظم آورده ، و از يكى از كتبه‌ها كه آقاى چغتائى به من فرستاده معلوم مىشود كه آن را در سنه 1013 ه بانجام رسانيده . اسم مثنوى كه مقابل هفت پيكر نوشته تا الآن كشف نشد ؛ اسماى بقيه چهار مثنوى حسب ذيل است : 1 - معدن الأفكار مطابق مخزن الأسرار 2 - حسن و ناز « 1 » مطابق خسرو و شيرين 3 - اكبر نامه مطابق سكندر نامه 4 - پرى صورت مطابق ليلى و مجنون خيلى جاى تاسف است كه اين همه مثنوىها مفقود شده . ( د ) مير معصوم را در عهد خود يكى از مؤرخين معتبر مىشمردند . صاحب مآثر الأمرا بتاريخدانى او مقرّ است ، و در جلد اول ، ص 663 ، كه از طبقات اكبرى تأليف خواجه نظام الدين احمد هروى صحبت مىكند گويد كه « مثل مير معصوم بهكرى و غيره اهل كمال دمساز تأليف آن بوده‌اند » و در جلد سيوم ، ص 326 - 27 ، گويد : « اتفاقا دران ايام تأليف طبقات اكبرى در ميان بود ؛ صحبت مير كه در تاريخدانى يگانهء روزگار بود در گرفت ، چنانچه خواجه هم اشعارى بمصاحبت و همدمى مير دران نسخه نموده » . بيشتر شهادت يگانگى او در علوم تاريخ يافت نمىشود ، و ما بطور تحقيق نمىتوانيم بگوئيم كه علوم تاريخ را از كجا تحصيل كرده . على الأقل تأليف وحيدش اعنى « تاريخ سند »

--> ( 1 ) تحفة الكرام اينرا يك جا به « حسن و ناز » ( جلد سيوم ، ص 25 ) و در جاى ديگر ( ص 27 ) به « ناز و نياز » مسمى كرده .