محمد معصوم البكري ( نامى )

230

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

پادشاهى گرديده اجناس اقمشهء نفيسه و انواع جواهر و طلا و آلات معد و مهيا گردانيده ، طوى خوب [ سر ] كرده ( f . 172 a ) بساط جشن و سور مبسوط گردانيده ، بار عام داده ، اطعمه و اشربهء وافر صرف خلائق نمود ، و تا پانزده روز دو وقت شيلان عام كشيده هر روز قريب پانصد چارپا در مطبخ به كار مىبردند . و روزى كه مجلس عقد منعقد شد ، سادات و علما و مشايخ و اكابر مجتمع گشته بهر كدام تورهء لائق « 1 » كشيد ، و تنقلات « 2 » فراوان در صحن ديوانخانه خوان سالاران ترتيب داده قسمت نمودند . و به اعتماد خان سى هزار روپيه از نقد و جنس انعام داده در پانزدهم رجب سنهء مذكوره حرم محترم را با زين‌العابدين سلطان و نوروز خان و سائر معتمدان و مخدرات حجرات عصمت و عفت از راه جيسلمير روانه گردانيد . و چون اين مردم به جيسلمير رسيدند ، بندگان حضرت ظل اللهى دران ايام در بلدهء ناگور تشريف فرموده به شكار مشغولى مىكردند . و مير محمد خان اتكه را جهة تسخير سروهى « 3 » فرستاده انتظار اخبار مىبردند كه ناگاه راجپوت برسم ايلچىگرى آمده خنجرى به مير محمد خان زده مجروح گردانيد . و بندگان حضرت به سرعت عنان عزيمت به آن حدود معطوف ( f . 172 b ) گردانيده كوچ بكوچ رايات نصرت آيات عازم تسخير گجرات گردانيدند . و سلطان محمود خان بعد فرستادن اين مردم اعتماد تمام بر مبارك خان ، كه عنان حل و عقد و زمام قبض و بسط امور ملك و دولت را به او سپرده بود ، نموده او را با هزار و پانصد سوار جرار مسلح مكمل به الور تعين نمود ، كه با لشكر در الور بوده دفع و رفع مخالفان نمايد . چون ارادهء اللّه تعالى به انهدام قصر دولت و حكومت سلطان محمود خان تعلق گرفته بود ، همان لشكر با مخالفان متفق گشته در مقام مخالفت و منازعت گرديدند « 4 » .

--> ( 1 ) ر : مايدهء لايقه ( 2 ) م : سقلات ( 3 ) د : بردى ؛ م : سروئى ؛ ر : سرهى ( 4 ) م : شدند