محمد معصوم البكري ( نامى )
223
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
در نواحىء در بيله به سلطان محمود ملاقات نموده ، اساس قواعد صلح و يگانگى موكد گردانيده ، مجددا عهد و پيمان مشيد و مستحكم كرده ، وثيقهء نوشته ، به مهر رسانيده سپرد ، كه بعد اليوم نقض عهد نه نمايند . و در اواخر سنه مذكوره خواجه معظم را گماشتگان ( f . 166 b ) بيرم خان آورده به بهكر رسانيدند . و بعد از شش ماه رخصت انصراف به جانب گجرات يافته . و درين سال شاه محمد خان « 1 » قندهارى قندهار را به سلطان حسين ميرزا بن بهرام ميرزا سپرده به هندوستان عزيمت نمود . و در سنهء خمس و ستين و تسعمايه ولى بيگ پدر خان جهان به بهكر آمد . و سلطان محمود خان طرح خصوصيت انداخته بساط انبساط و مودت مبسوط گردانيد . و در همين سال گوهر تاج خانم بنت شاه تردى بيگ قرابت خان خانان بيرم خان به سعىء ولى بيگ در حبالهء نكاح سلطان محمود خان درآمد . و طوى عجب كرده شهر و بازار را آئين بندى كرده قبها بستند ، و مجالس متعدده آراسته بانواع حظوظ نفسانى پرداختند « 2 » . و در همين سال بخطاب خانى و علم و نقاره و تمن طوغ و جامه و اقو « 3 » از حضرت ظل اللهى شاهنشاهى شاه طهماسپ نوازش يافته ممتاز و سرفراز گشت . و در سنه خمس و ستين و تسعمايه ملا محب على به ايلچىگرى درگاه عالم پناه رفته ، ولايت اوچه و ججه واهن و بهتى واهن از انتقال بلوچان به سلطان محمود خان جاگير مقرر كردند « 4 » ( f . 167 a ) . و چون ميانهء مردم سلطان محمود خان و خان ناهر بواسطهء اداء مال
--> ( 1 ) ح : شاه محمود خان ( 2 ) ح م ندارد : و طوى عجب كرده الخ ( 3 ) كذا فى ح و د ( 4 ) م : « گرديد » بجاى « كردند »