محمد معصوم البكري ( نامى )
222
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
شده بود . و چون سلطان محمود خان را از جانب امراء ميرزا ( f . 165 b ) شاه حسن كه در ملازمت او بودند بدگمان ساختند ، كه ميرزا عيسى بطلب اين مردم آمده ، و دران باب ماه بيگم نيز چيزى نوشته بود ، خود از قلعه بيرون نيامد . و دران جنگ از مردم ميرزا عيسى هر كس بدست افتاد سلطان محمود خان بقتل رسانيد ، و از مردم سلطان محمود هر كس بدست ميرزا عيسى افتاد او را باز گذاشت . و بعد جنگ مذكور ميرزا عيسى مير مقصود قبق را به ايلچيگرى فرستاده بوالدهء سلطان محمود خان كتابتى نوشت كه سلطان محمود خان مرا به بيند ، تا دفع كدورت نموده مراجعت نمائيم . سلطان محمود خان در مقام شدت و غلظت شده چيزهاى درشت نوشت و مصحوب مير حاج داماد شاه قطبالدين نزد ميرزا عيسى فرستاد . و ملا محب على كه دران اوان وكيل مطلق العنان بود ، بسعايت او مير لطفى و درويش محمد مع ولد و شيرمحمد مع ولد و احمد غزنوى مع ولد و ملا منشى مقتول گرديدند . و همدران ايام جماعت فرنگيان كه ميرزا عيسى بجهة امداد طلب نموده بود به تهته رسيده . روز جمعه كه مردم تهته از وضيع و شريف در مسجد جامع حاضر شده بودند ( f . 166 a ) ، دران اثنا فرنگيان آمده دور مسجد و اكثر كوچهاى شهر را دارو ريخته از اطراف و جوانب شهر را آتش زدند . و اكثر مردم كه در مسجد بودند مقتول گشتند ، و بسيارى از اهل شهر سوختند . و شهر را تمام نهب و تاراج نمودند . و باستماع اين خبر ميرزا عيسى بر هم خورده ، مراجعت نموده . و بعد از يك هفته سلطان محمود خان از بهكر به جمعيت آمده تعاقب نمود و تا سيوستان رسيده ، زراعت ربيع هر دو روى آب را پايمال گردانيده خراب ساخت . و مىخواست كه باغات حوالىء سيوستان را مقلوع گرداند . آخر به شفاعت سيادت پناه سيد مير كلان كه جد مسود اوراق است ازان امر دست كوتاه كرد . و در حين مراجعت شيخالاسلام عبدالوهاب پورانى از طرف ميرزا عيسى به ايلچيگرى آمده ،