محمد معصوم البكري ( نامى )

217

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

3 - ذكر مولانا عبدالرحمن « 1 » : در علوم نقليه بىنظير است . و اوقات سعادت آيات را به افادهء علوم دينيه صرف نموده . 4 - ذكر مولانا كريم الدين « 2 » : جامع فضايل و كمالات است ، و بزهد و تقوى مزين و محلى . 5 - ذكر مولانا عبد الخالق كيلانى : از ارشد تلامذهء مولانا العلامى مولانا عبداللّه يزدى است . و در اوائل حال سنه اثنى « 3 » و سبعين و تسعمايه از راه قندهار به بهكر آمد ، و در منزل كاتب مدتى بدرس مشغول بود . و در اندك مدت فرصت عزيمت سفر تهته مصمم نموده « 4 » شيخ ميرك به خدمت مخدومى « 5 » مشرف گشته ، چند سال در منزل ايشان سكونت فرموده به تدريس علوم « 6 » مشغول شد « 7 » . و اكثرى فضلاى تهته به تلمذ ايشان شرف ( a 162 . f ) انتظام يافته ، در اندك فرصت بر مطالب علمى كامياب گشته ، از اقران زمان خود سر آمد شدند . و در اواخر سنه « 8 » . . . . . بجانب دكن توجه نموده در همان ديار از مشاهير روزگار گشت و علم عزيمت بعالم آخرت برافراخت . و از شاگردان رشيد ايشان قاضى محمود در تهته است . و تعريف قاضى مذكور [ بسيار چه بايد كرد ، كه مراتب فضل دانش ايشان از تعريف و توصيف مستغنى است ] « 9 » . 6 - ذكر مولانا يوسف : بغايت متدين و پرهيزگار است ، و در فنون علوم شرعيه عديل ندارد . 7 - ذكر مخدوم فضل اللّه : به زيور علوم و اقسام فنون علم و حليهء عمل و تقوى مزين و محلى بوده ، و همواره بدرس علوم دينى اشتغال داشته . وفات مومى اليه در سنه « 10 » . . . . . بود .

--> ( 1 ) ر : عبدالرحيم ( 2 ) ح ف : مولانا جلال الدين ( 3 ) بايد « اثنتين » باشد ( 4 ) ح زياد دارد : مير كلان ( 5 ) كذا فى الاصل . بايد « به خدمت مخدوم شيخ ميرك » باشد ( 6 ) ح م : علوم معقول و منقول ( 7 ) م : مشغولى مىنمودند ؛ ح : مشغول مىبودند ( 8 ) كذا فى جميع النسخ ( 9 ) ح : محتاج به بيان نيست ( 10 ) د اينجا بياض دارد ؛ و ح اينجا كلمهء « مذكور » دارد