محمد معصوم البكري ( نامى )

مقدمه 13

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

خدمات بقرب و اعتبار شاهى امتياز يافته ، و او را در سال چهلم الهى مطابق 1003 ه به منصب دو صد و پنجاهى ترفيع دادند « 1 » . براى سه سال ديگر ( 1004 - 1007 ) او را در قندهار مىبينيم كه « بكومك آنجا رفته بود ، و از مردم تعينات آنجا بود » « 2 » . درين مدت خوشنويسى ماهر و سنگ تراشان را از بهكر طلبيده بر كتابه‌اى كه بالاى پيشطاق بابر پادشاه است كتابه ديگر اضافه نمود و نام همايون پادشاه و اكبر پادشاه بر آن نوشت ، و نيز اسامى جميع ممالك كه دران وقت تحت تصرف بندگان اكبر پادشاه بود درج نمود ، و قريب چهار سال آنجا كار كرده آن كتبه را بانجام رسانيد « 3 » . در سنه 1008 ه در ناگور مىبوده كه آنجا پسرش مير بزرگ با او ملاقى شد « 4 » . بعد از ان مىنمايد كه ببارگاه اكبر پادشاه بوده ، و چون اكبر پادشاه در سنه 1008 ه عزم تسخير اسير گره كرد ، او با عسكر شاهى روانه دكن گرديد ، و هر جا كه پادشاه نزول اجلال مىفرمود ، براى يادگارى كتبه‌ها بدست خود نوشته و از كنده كاران ماهر تراشيده نصب مىكرد . كتبات برلات مسجد « 5 » و در سادلپور در رياست دهار « 6 » و در كالياديه « 7 » در اثناى نهضت

--> ( 1 ) گويند بمنصب هزار اكبرى رسيده بود ، راجع مآثر الأمراء ، جلد سيوم ، ص 327 . ( 2 ) راجع متن ، ص 131 - 132 . ( 3 ) تمام مضمون اين كتابه را آقاى دانشور پروفسور شيخ عبد القادر سرفراز از روى مفتاح التواريخ ( مؤلفه بيل ، طبع نولكشور ، 1867 م ، ص 156 - 157 ) سواد كرده به من فرستاده رهين منت ساختند . ( 4 ) چنان كه ازين كتبه مير بزرگ معلوم مىشود كه آقا محمد عبداللّه چغتائى از ناگور نقل كرده به من فرستاد : نامى بگشا چشم بصيرت درياب * بنياد زمانه همچو نقشى است بر آب با تو گويم كه حاصل دنيا چيست * بيدارى يكزمان و باقى همه خواب بتاريخ 1008 در خدمت نواب امير محمد معصوم نامى به زيارت اين مزار رسيد . حرره مير بزرگ ( 5 ) ايپى گرافيا اندو ماسلميكا ، سال 1909 - 10 م ، نمره 4 ، ص 13 . ( 6 ) ايضا ، ص 17 . ( 7 ) ايضا ، سال 1933 - 34 م ، نمره 1 ، ص 14 - 15 . اين كتبه را دوست عزيزم دكتور محمد ناظم استنساخ كرده به من فرستادند .