محمد معصوم البكري ( نامى )
مقدمه 14
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
به طرف دكن در سنه 1008 ه تشكيل داد . و براى تجليل ذكر فتح اسير گره در 22 رجب 1009 و دخول اكبر پادشاه در آن قلعه بتاريخ 8 شعبان ، كتبه بزرگى بر يكى از اركان سنگئ جامع مسجد راست كرد و ماده تاريخ از « بگرفته كوه اسير » يافت « 1 » . در حين مراجعت نيز براى تخليد فتح اسير گره چند كتبه در مواضع مختلفه بر پا كرده ، مثلا بر قصر نيل كنهه در ماندو « 2 » و در مهيشور نزديك اندور « 3 » و در فتح پور سيكرى بر پهلوى دروازه كلان درگاه حضرت شيخ سليم چشتى رح « 4 » و غيره . بعد از فتح دكن در سنه 1010 مير معصوم را بحجابت ايران مامور كردند « 5 » ، و او به فرط فراست و كاردانى مورد الطاف شاه عباس صفوى ( 985 - 1038 ه ) گرديد ، و در سنه 1013 ه از آنجا مراجعت نمود « 6 » .
--> ( 1 ) ايپى گرافيا اندو ماسلميكا ، سال 1925 - 26 م ، نمره 3 ، ص 3 . ( 2 ) ايضا ، سال 1909 - 10 م ، ص 27 . ( 3 ) كشف كردهء پروفسور ورما مدرس لسان فارسى در فرگوسن كالج پونه است ، و مرحمت فرموده به من فرستادند . ( 4 ) اين كتبه را نيز جناب حضرة آقاى پروفسور عبد القادر سرفراز از توزك جهانگيرى ( مطبوعه نولكشور ، ص 5 ) بنفس نفيس خويش نقل كرده به من فرستادند . ( 5 ) بلاخمن در ترجمه آئين اكبرى ، جلد اول ، ص 514 ، گويد كه اكبر پادشاه مير معصوم را در سنه 1012 ه بحجابت ايران فرستاد ، اما كتبهء ذيل كه آقاى محمد عبد اللّه چغتائى در ناگور يافته تاريخ تقرر او بحجابت ايران سنه 1010 ه مىدهد ، و ما بايد كه قول مير معصوم را ترجيح دهيم . نص كتبه : دو جهان در نظر ديده از ان مختصرست * هر كه بربست ازو چشم طمع ديده درست تا تو بدعهد ره مهر و وفا بربستى * نامى دلشده را روى به ديوار و درست بعد از فتح دكن حضرت اعلى بنده را بحجابت عراق رخصت فرمود . العبد محمد معصوم بكرى سنه 1010 ه و ليكن فى الواقع در سنه 1012 بايران رفت چنان كه از اكبر نامه ( جلد 3 ، ص 825 ) معلوم مىشود . ( 6 ) چنان كه از اين كتبهء مير بزرگ به ناگور كه نقل آن آقاى محمد عبد اللّه چغتائى به من فرستادند واضح است : « در حين مراجعت از ايران در ملازمت نواب امير محمد معصوم نامى باينجا رسيد ، و اين چند بيت از خمسهء ايشان كه در ينولا بانجام رسانيده بودند تحرير نمود در سنه 1013 . » نيز اكبر نامه ، 3 : 836 ، در واقعات سال 1013 ه گويد كه « مير معصوم بهكرى ، كه بسفارت ايران نزد شاه عباس رفته بود ، آمده بدولت ملازمت رسيد و نامهء والى ايران و مكتوبى كه عمهء شاه بحضرة مريم مكانى نگاشته بود از نظر اقدس گذرانيد » .