محمد معصوم البكري ( نامى )
118
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
بعد از مدتى ( f . 85 a ) مردم جام كه بحوادث و وقايع ايام متفرق گشته بودند جمع آمدند . و چون جام صلاح الدين سابقا علم محاربه و مخالفه برافراشته جام فيروز را بعد از فوت پدرش منهزم ساخته بود و چند گاه در بلدهء تهته حكومت نموده بغلبهء دريا خان و استيلاى لشكر سيوستان شكست يافت و بجانب گجرات رفته سرگردان و بدحال مىبود ، بار ديگر هواى سلطنت و خيال حكومت ملك تهته در سر كرده با ده هزار سوار از مردم جاريجه و سوده و سمه و كهنگار آمده روى به تسخير تهته نهاد « 1 » . و شاه بيگ بجهة تسلئ جام فيروز مير عليكه ارغون و سلطان مقيم بيگ لار و كيبك ارغون و احمد ترخان را در سيوستان « 2 » باز گذاشته بود . چون اين حادثه روى نمود و جام صلاح الدين در نواحئ تهته رسيد ، جام فيروز بىتاب شده از تهته خود را بملازمت امراى شاه بيگ كه در سيوستان بودند رسانيده ، به اتفاق « 3 » ايشان قاصدى بشاه بيگ فرستاده صورت واقع را عرضه داشت كردند . جام فيروز نيز علاء الدين بن مبارك خان را بسرعت تمام بدان ( f . 85 b ) صوب فرستاده التماس مدد نمود . و شاه بيگ بعد از استماع اين خبر امراى خود را طلب داشته صلاح دران ديدند كه چون مردم ساختگئ خود به تمام نمودهاند ، مناسب آنست كه فرزند ارشد ميرزا شاه حسين با فوجى از مردان كارى بسرعت بشتابد و خود را بجام فيروز رساند . القصه در چهاردهم محرم الحرام سنه سبع و عشرين و تسعمايه ميرزا شاه حسن از شال مرخص شده عنان عزيمت به سند معطوف گردانيد ، و در عرض بيست روز بنواحئ سيوستان « 4 » رسيد . و امير شاه بيگ از عقب او فوج فوج لشكر سامان نموده روانه مىگردانيد و خود نيز كوچ بكوچ متعاقب ايشان مىآمد . و در حينى كه بنواحئ سيوستان رسيد ، لشكر جام
--> ( 1 ) م ندارد : رو به تسخير تهته نهاد ( 2 ) م : « تهته » بجاى « سيوستان » ( 3 ) م ندارد : و جام صلاح الدين . . . . به اتفاق ( 4 ) ح م : تهته