محمد معصوم البكري ( نامى )
89
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
منصور بجانب پشنگ رود ، بديع الزمان ميرزا بآهنگ جنگ از « 1 » عقب معسكر درآيد ؛ و اگر نخست بدفع بديع الزمان پردازد ، مير ذو النون از عقب لشكر در آيد . القصه چون خاقان منصور بولايت فراه عبور فرموده به زمين داور درآمد ، بواسطهء عدم وجدان قوت قحط در اردوى اعلى دست داد ، و از صعوبت آن حالت نزديك به آن رسيد كه سپاه ظفر پناه متفرق و پريشان گشته نزديك امير ذو النون روند . دران اثنا مسموع حضرت پادشاه شد كه در قلعهء بيست كه ضبط آن در عهدهء عبد الرحمن ارغون است غله بسيار ذخيره نهادهاند ، و تسخير آن به سهولت ميسر مىشود . بنا بران سايهء علم نصرت به ظاهر آن حصار افگندند . خوفى بر ضمير عبد الرحمن ارغون استيلا يافته ، قبل از انكه كس دست بآلات رزم برد ، بپاى اطاعت بملازمت سلطان حسين ميرزا شتافته قلعه را تسليم نمود . و فى الواقع اگر عبد الرحمن بيگ دو سه روز ( b 62 . f ) قدم در ميدان ممانعت نهاده بمراسم قلعه دارى مىپرداخت ، كار لشكر خاقان منصور بغايت تنگ شدى ، چه با وجود فتح آن قلعه عسرت در اردو هم چنان باقى بود ، و خاقان منصور مصلحت در مراجعت دانسته از همان منزل بجانب دار السلطنت هرات باز گشت . ذكر توجه نمودن بديع الزمان ميرزا باتفاق شاه بيگ ارغون بجانب اردوى همايون سلطان حسين ميرزا در النگ نشين كيفيت احوال آنكه سلطان حسين ميرزا در اوائل بهار چند گاه بعيش و عشرت پرداخت ، و لشكريان متفرق گشته بمنازل خود رفتند ، و معدودى از امرا در لشكر سلطان حسين ماندند ، و اين خبر به بديع الزمان ميرزا و شاه بيگ ارغون ولد مير ذو النون كه در گرمسير اقامت داشتند رسيد .
--> ( 1 ) ف : « در » بجاى « از »