عبد الرضا سالار بهزادى
395
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
مورد عفو قرار گرفتند . پس از عفو طايفهء اسمعيل زهى نام « شه بخش » گرفتند . همانطور ياراحمد زهيها هم كه در آن طغيان با اسمعيل زهيها همدست بودند ، پس از عفو « شهنوازى » خوانده شدند . پس از سردار جمعه خان سردار پردل خان پسرش رياست شه بخشها يا اسمعيل زهيها را برعهده گرفت . ( 435 ) - ميرزا اسد اللّه ناظم التجار از تجار عمدهء شهر كرمان و تمامى ايالت كرمان بود كه در حوالى بم و نرماشير نيز املاكى داشت . پسر وى كه بعد از پدر ناظم التجار خوانده مىشد ، بعدا در زمرهء مشروطه خواهان دوآتشه درآمده و سپس از گردانندگان حزب دموكرات كرمان شد . وى در 1333 ه . ق . در انتخابات دورهء سوم از طرف مردم بم نامزد نمايندگى مجلس بود امّا حكومت خواهان وكالت ديگرى بود . مردم بم مقاومت كردند و كار به زدوخورد مسلحانه و تحصن در تلگرافخانه كشيد . بالاخره افسرى سوئدى با ژاندارم متحصنين را متفرق ساخته و ناظم التجار را با كندو زنجير به كرمان فرستاد . ( 436 ) - عدل السلطنه ميرزا حسين خان پسر مرتضى قلى خان وكيل الملك دوم نورى اسفنديارى . عدل السلطنه كه پس از انقلاب مشروطيت و رواج القاب « سالار » و « سردار » ى به سردار نصرت ملقب گشت به تدريج از اواخر دههء دوم قرن چهاردهم و دههء 1320 ه . ق . شروع به ترقى كرده و پس از مشروطيت از اركان اصلى سياست و گردش امور سياسى كرمان شد و مخصوصا مورد پشتيبانى دولت فخيمهء انگلستان بود . سر كلارمونت اسكراين كنسول انگليسى در كرمان در 1334 قمرى در شرح مسائل كرمان و مبارزهء انگليسيها با دار و دستهء دموكراتها در اين شهر در بحبوحهء جنگ اول جهانى دخالت علنى سفارت و كنسولگرى انگليس در كرمان در مبارزهء بين شاهزاده نصرت السلطنه والى كرمان ( پسر مظفر الدينشاه عموى احمد شاه ) با سردار نصرت و پشتيبانى آنها را از شخص اخير خاطرنشان ساخته و مىنويسد : « . . . حقيقت مطلب اين بود كه ما [ انگليسيها ] نمىتوانستيم از سردار نصرت صرفنظر كنيم . . . » ( سركلارمونت اسكراين ، جنگ جهانى در ايران ترجمهء غلامحسين صالحيار نشر سلسله ، 1363 ، ص 107 ) و اين دخالت علنى به نفع سردار نصرت تا بدانجا پيش رفت كه احمد شاه مجبور شد عموى خود شاهزاده نصرت السلطنه را از حكومت كرمان عزل نمايد . اسكراين در كتاب مذكور مىنويسد : « . . . اگر سر چارلز مارلينگ سفير انگليس در تهران به اصرار من از پادشاه وقت [ احمد شاه ] نمىخواست كه تنها قهرمان پليس جنوب در كرمان را [ سردار نصرت را ] خلاص كرده ، دست از سرش بردارند او بكلّى نابود شده بود . . . از اينرو اوضاع عوض شد و پس از يك سلسله تغيير و تحولات جزئى ديگر شاهزاده نصرت السلطنه شخصا ناگريز از استعفا گرديد [ ! ] . . . » ( جنگ جهانى در ايران ، ص 107 ) فرزندان سردار نصرت يكى ميرزا حسن خان مرآت السلطنه بود كه چندين دورهء متمادى از سيرجان و رفسنجان به وكالت مجلس شوراى ملّى انتخاب گرديد و پسر وى محسن خان مرآت اسفنديارى كه از صاحبمنصبان عاليرتبهء وزارت امور خارجه بود و سفارت ايران در مادريد اسپانيا و در اتاوا كانادا را عهدهدار شد و در ادوار هيجدهم و نوزدهم و بيستم از سيرجان به مجلس رفت . پسر ديگر سردار نصرت ميرزا عبد اللّه خان عدل السلطنه بود كه وى نيز يك دوره از بم ( دورهء چهارم مجلس شوراى ملّى ) و يك دوره از سيرجان ( دورهء پانزدهم ) به مجلس شوراى ملى رفت . يكى از دختران سردار نصرت مشهور به خانم خانمها بود كه در 1325 ه . ق . به عقد ازدواج مرحوم غلامحسين خان بهجت الدوله - شوكت الممالك قبلى و سردار مجلل بعدى پسر سليمان خان بهجت الدوله عامرى كه قبل از آن دختر ابراهيم خان سعد الدوله را در عقد خود داشت ( يعنى باجناق زين العابدين خان اسعد الدوله به شمار مىرفت ) - درآمد . ( 437 ) - خوانده نشد . ( 438 ) - خوانده نشد . ( 439 ) - خوانده نشد . ( 440 ) - خوانده نشد . ( 441 ) - صحبت - همراهى ملازمت ( فرهنگ معين ) ( 442 ) - هاشم خان سطوت الممالك از اهالى هشترود آذربايجان چند سال در كرمان و بلوچستان به خدمت مشغول بوده و ظاهرا در 1315 يا 1316 از طرف آصف الدوله به نيابت حكومت بلوچستان منصوب شده و تا 1319