عبد الرضا سالار بهزادى

377

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

( 112 ) - كاپيتن كمبال Captain Kemball از مأمورين انگليس در بلوچستان انگليس وى بعدا در كميسيون مرزى 1313 نيز شركت داشت . ( 113 ) - اصل : بدارد . ( 114 ) - طايفهء رنداز طوايف بلوچ كه بيشتر در قسمت غربى بلوچستان انگليس - اينك پاكستان - و در نواحى مرزى ساكن هستند . مسقط الرأس آنها منطقهء مند است . ( 115 ) - در مورد سردار نوروز خان به نامه‌هاى موضوع اسناد 15 و 16 در مورد ماجراى طغيان مير شهداد خان نسبت به دولت انگليس رجوع فرمائيد . ( 116 ) - اصل : من جمله . ( 117 ) - رجوع شود به سفرنامهء سايكس ، ص 263 . ( 118 ) - ميرزا على اشرف خان ملقب به احتشام الوزاره مهندس وزارت خارجه كه در چندين كميسيون سرحدى چه به عنوان مسّاح و نقشه‌بردار و چه به عنوان نمايندهء وزارت خارجهء ايران و چه به عنوان كميسر دولت ايران شركت داشت ( كميسيون سرحدى ايران و كلات در 1288 ايران و افغانستان 1289 خراسان و روسيه 1301 بلوچستان 1313 آخرين مأموريت سرحدى وى در سال 132 براى تهيهء گزارش در مورد خطوط مرزى سيستان بود كه توسط مك ماهون تعيين گرديده بود ، اما احتشام الوزاره از قبول اين مأموريت سرباز زد و به تهران بازگشت ) . على اشرف خان مهندس در كميسيون سرحدى بلوچستان در 1288 در زمان حكومت ابراهيم خان سعد الدوله در بلوچستان به عنوان مهندس نقشه‌بردار با ميرزا معصوم خان انصارى كميسر دولت ايران در آن كميسيون به بلوچستان رفت . نقشهء ميرزا على اشرف خانى به احتمال قريب به يقين اشاره به نقشه‌اى است كه وى در سفر مذكور از نقاط سرحدى تهيه كرده بود . ( 119 ) - ماشكيد ناحيهء سرحدى بلوچستان ايران و بلوچستان انگليس ( پاكستان ) . ( 120 ) - اصل : دول . ( 121 ) - رند نام طايفه‌اى بلوچ كه در حدود شرق مكران سكونت دارند . مند ( Mand ) منطقه‌اى در جنوب شرقى بلوچستان ايران - شرق مكران - كه منطقهء مرزى بين بلوچستان ايران و بلوچستان پاكستان - بلوچستان انگليس آن زمان - مىباشد . ( 122 ) - اصل : دانسته‌ئيد . ( 123 ) - اصل : زيل . ( 124 ) - اصل : رسيده‌گى . ( 125 ) - طايفهء ريگى از طوايف عمدهء بلوچستان كه عمدتا بين دامنه‌هاى شمالى كوه تفتان تا غرب زاهدان سكونت دارند . ( 126 ) - اصل : مرتضا قلى خان . مرتضى قلى خان پسر عباس خان سرتيپ و بىبى فاطمه دختر ابراهيم خان سعد الدوله يعنى پسر زن زين العابدين خان است . مرتضى قلى خان بعدا لقب جدش يعنى سعد الدوله را گرفت و پس از فوت مرحوم زين العابدين خان اسعد الدوله در 1319 حدود دو سال حكومت بلوچستان را نيز عهده‌دار شد . و بعدا پس از يكى دو سال حكومت بلوچستان براى مدت كمى توسط محمد خان اسعد الدوله دوم و حاج على خان اكرم السلطنه و مرتضى قلى خان سعد الدولهء دوم به صورت گروهى اداره شد و مرتضى قلى خان در همان اوان در بلوچستان درگذشت . وى نياى خانوادهء بهزادپور است . ( 127 ) - طايفهء كلكلى از تيره‌هاى طايفهء ريگى از طوايف عمدهء بلوچستان در منطقهء خاش و سرحد است . ( 128 ) - بيجارى ( Bijari ) : نوعى پيشكشى محلى . محمد برقعى در سازمان سياسى حكومت محلى بنت : « كمكى را كه به موقع خود اميد تلافى آن است بجار گويند . . . اين رسم در مورد حاكم البته در سطحى وسيع‌تر و در تمامى منطقهء حكومتش هم مطرح بود . . . اين مسئله در مورد خونبها نيز صادق بود . مثلا اگر حاكم مىبايست به علتى خونبهاى مقتولى را بپردازد به همان شيوهء قبلى از كمك مردم منطقه حكومتش برخوردار مىشد و تقريبا هميشه آنچه نصيب حاكم مىشد