عبد الرضا سالار بهزادى
378
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
بيشتر از خونبها و غيره بود » . ( برقعى ، سازمان سياسى حكومت محلى بنت ، از انتشارات دانشگاه بو على سينا و انتشارات مازيار اسفندماه 36 ( 1356 ؟ ) ص 5 - 204 ) ( 129 ) - آسودهگى . ( 130 ) - اصل : جزوى . ( 131 ) - اصل : بت تمام . ( 132 ) - اصل : تابهال . ( 133 ) - اصل : بهيچه وجه . ( 134 ) - اصل : هرفى . ( 135 ) - اصل : دزدك . اين نام از اينجا تا انتهاى استشهاد سهوا در اصل در همه جا دزدك نوشته شده است . ( 136 ) - اصل : منظل . ( 137 ) - اصل : ذودى . ( 138 ) - منداز مناطق سرحدى بلوچستان در منطقهء راسك و فيروزآباد است . اينك قسمت غربى آن به نام « پيشين » كه ظاهرا در اصل « مند پيشين » بوده است جزو ايران و قسمت شرقى آن كه « مند » خوانده مىشود جزو بلوچستان پاكستان است . ( 139 ) - كذا در اصل ظاهرا بايد « نمودم » باشد . ( 140 ) - منظور ابراهيم خان برادر زين العابدين اسعد الدوله است . ( 141 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 142 ) - احتمالا اشاره است به نامهء موضوع سند شمارهء 33 . ( 143 ) - به احتمال قريب به يقين آنگونه كه از متن نامه برمىآيد اين نامه از تهران ارسال شده است . ( 144 ) - كذا در اصل . ( 145 ) - كذا در اصل . ( 146 ) - احتمالا منظور ميرزا غلامرضا خان نصرت لشكر است كه ابتدا منشى مخصوص ابراهيم خان سعد الدوله بود و پس از مرگ سعد الدوله در 1301 مدتى لشكرنويس و مستوفى لشكر بوده و بعد چند نوبت نيز حكومت بم را به نيابت از جانب زين العابدين خان اسعد الدوله برعهده گرفت . وى نياى خانوادهء انصارى بم و كرمان است . ( 147 ) - اصل : « خواهم گرفت » كه ظاهرا سهو القلم بوده است . ( 148 ) - ظاهرا منظور ابراهيم خان ميرپنج است . ( 149 ) - رجوع شود به اسناد 21 الى 25 . ( 150 ) - منظور حكم سرتيپى اول و فرمان لقب اسعد الدوله است به سند 35 رجوع شود . ( 151 ) - يك كلمه خوانده نشد . « اميركبير » ؟ ( 152 ) - سفرى كه زين العابدين خان براى امر رسيدگى به تجاوز نوروز خان خارانى و حل اختلافات مربوط به اتباع انگليسى به مرز بلوچستان و منطقهء مند رفته بود . ( 153 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 154 ) - اصل : بهپسنديد . ( 155 ) - خوانده نشد . ( 156 ) - منظور اقامت نويسندهء نامه و كلا دستگاه صاحبديوان در كرمان است قبل از عزيمت به تهران . ( 157 ) - خوانده نشد . عين عبارت انتهايى نامهء قبلى . احتمالا عبد الوهاب ؟ ( 158 ) - ظاهرا منظور اينست كه چون سفر سرحدى از طرف دولت مركزى از تهران دستور داده شده بود مخارج آن نيز مىبايست توسط خود دولت مركزى از تهران حواله شود و ارتباطى به حكومت كرمان نداشته و نمىتواند