عبد الرضا سالار بهزادى
361
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
دورهء ششم پايان راه حسام الملك سرانجام عليرغم همهء تشبثات و اقداماتى كه جهت ابقاى وى در حكومت كرمان از سوى هواخواهانش به عمل آمد معزول شد و در ربيع الاول 1319 كرمان را به قصد همدان ترك نمود 534 و سيد محمود خان طباطبائى علاء الملك از خاندان ديباى آذربايجان كه قسمت اعظم عمر خود را در خدمت وزارت خارجهء ايران در مأموريتهاى ديپلماتيك خارج از كشور گذرانيده بود به حكومت كرمان و بلوچستان منصوب گرديد . معلوم نيست كه آيا انتصاب وى به اين حكومت از شوخيهاى روزگار بود يا اولياى امور به عمد چنين شوخى با مردم كرمان روا داشتند ، چه وى كه از 1312 تا 1319 با سمت سفير ايران در استانبول خدمت نموده بود ، پس از ترور ناصر الدين شاه به دست ميرزا رضا كرمانى در 1313 سه تن را كه گمان مىرفت از القاءكنندگان فكر اين اقدام در ميرزا رضا بودند ، يعنى ميرزا آقا خان كرمانى ( بردسيرى ) ، شيخ احمد روحى كرمانى و ميرزا حسين خان خبير الملك را كه در استانبول اقامت داشتند به اصرار از دولت عثمانى خواست و بر اثر مجاهدت و مساعى وى بود كه دولت عثمانى اين سه تن را تحويل نمايندگان سفارت ايران داد و در نتيجه هرسه تن را شب هفتم صفر 1314 درحالىكه قاصد صدراعظم جديد ميرزا على خان امين الدوله با فرمانى در مورد اجتناب از اعدام آنها در راه بود ، جلاد محمّد على ميرزا وليعهد در حالى كه خود وليعهد به تماشا نشسته بود در زير درخت نسترن سر بريد ! علاء الملك در ربيع الثانى 1319 وارد كرمان شد . وى كه حدود سى سال بطور مداوم در مأموريت خارج از كشور بسربرده بود ، 535 در نخستين مأموريت خويش پس از بازگشت به ايران به حكومت ايالتى دورافتاده چون كرمان منصوب گشت . پيامد طبيعى اين امر آن بود كه علاء الملك تحت تأثير سى سال اقامت در اروپا خواست تا از تشريفات زايد حكومت بكاهد ، منجمله دهها قراول و يساول و فراش حكومتى را كه به هنگام حركت « ايالت جليله » در شهر مىبايست در اطراف و پيش و پس وى حركت كنند به يك نفر ملازم كاهش داد و چون خود سوار بر الاغ سوارى حركت مىنمود و ملازمش نيز با مركوبى از همان نژاد در پشت سر او ، بين اهالى به « حاكم دو خره » معروف شد . ضعف بنيهء مالى حكومت به اندازهء كافى از اعتبار حكومت در چشم مردم كاسته بود ؛ اينگونه تظاهرات بىتكلفانهء حاكم جديد نيز در چشم مردمى كه قدرت و كفايت حكومت را در تشريفات بيشتر و مجللتر مىدانستند