عبد الرضا سالار بهزادى

347

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

رفعت نظام كه از سوى عده‌اى به سركردگى حسين خان ناصرنظام پسر ابراهيم خان ميرپنجه ، يعنى پسر عموى محمد خان اسعد الدوله و على اكبر خان اسعدنظام صورت گرفت و اشتباها شخص ديگرى به نام سيد غلامحسين سجادى به جاى رفعت نظام هدف تير واقع شد ، دو برادر يعنى اسعد الدوله و اسعدنظام و نيز على خان اكرم السلطنه پسر عموى آن دو و برادر ناصرنظام شركت نداشتند و اين توطئه بدون اطلاع آن سه نفر طرح‌ريزى شد . از سوى ديگر آتش اختلافات سياسى خاندان بهزادى با خاندان اسفنديارى در سال 1325 ه . ق . با ازدواج غلامحسين خان بهجت الدوله - سردار مجلل بعدى - پسر مرحوم سليمان خان بهجت الدوله با دختر عدل السلطنه اسفنديارى - سردار نصرت بعدى - دامن زده شد و تا اندازه‌اى به روابط خانوادگى نيز كشيده شد . توضيح آنكه غلامحسين خان - كه قبلا شوكت الممالك لقب داشت و پس از مرگ پدر به لقب پدر يعنى بهجت الدوله ملقب گرديد ، و سپس حوالى سالهاى 1328 ، 1329 لقب سردار مجلل گرفت - برادرزادهء همسر ابراهيم خان سعد الدوله و داماد سعد الدوله يعنى شوهر گوهرتاج خانم مشهور به « خانم سعد الدوله » بود و باجناق زين العابدين خان اسعد الدوله بشمار مىرفت ؛ امّا ازدواج آنها كه سه فرزند ثمرهء آن بودند ، 493 پس از مدتى به متاركه انجاميد ، هرچند كه تا پايان عمر خانم سعد الدوله منجر به طلاق نشد . غلامحسين خان بهجت الدوله در آن زمان كه چند سالى بود با همسر خود متاركه نموده بود ، پس از مرگ پدر در 1323 يا 1324 ، در سال 1325 با خانم خانمها دختر عدل السلطنهء آن زمان - سردار نصرت چند سال بعد - ازدواج كرد و اين ازدواج موجب اختلاف خوانين بهزادى كه باتوجه به سابقهء اشتياق خاندان اسفنديارى براى نفوذ سياسى در بم نسبت به انگيزه‌هاى سياسى عدل السلطنه در اين ازدواج بدبين بودند و آن را گامى به منظور به دست آوردن پايگاهى سياسى و اجتماعى در بم مىدانستند و نيز هواداران سعد الدوله و وفاداران به دخترانش با غلامحسين خان بهجت الدوله از يك سو و دامن زدن به اختلافات آنها با خاندان اسفنديارى از سوى ديگر شد . ابراهيم خان سعد الدوله انسانى فوق العاده خيّر بود و در راه امداد به آنها كه به يارى وى احتياج داشتند ، از هر طبقه و گروهى كه بودند از هيچ كارى كوتاهى و مضايقه نمىكرد و به همين دليل از محبوبيت فوق العاده‌اى در بين اهالى بم برخوردار بود . اين محبوبيت و احترام چون بخشى از ميراث او پس از مرگش به دو دختر او ، فاطمه خانم زوجهء اسعد الدوله و گوهرتاج خانم ( خانم سعد الدوله ) زوجهء شوكت الممالك اول و بهجت الدولهء بعد و سردار مجلل بعدتر ، منتقل شده و حسن سلوك خود آنها نيز بر آن مضاعف گرديده و در نتيجه هردو از احترام و محبت بىشائبه تودهء مردم بم برخوردار بودند . در نتيجه ازدواج غلامحسين خان بهجت الدوله با دختر عدل السلطنهء اسفنديارى موجب ناراحتى مردم بم شده بود و حوادثى كه در اين ايام در بم روى نموده و بعضى گوشه‌هاى آن در گزارشهاى كنسولگرى روسيهء تزارى در كرمان به وزيرمختار آن دولت در تهران منعكس گرديده است ، 494 نمايشگر همين موضوع است . رفعت نظام نيز تحت تأثير اين محبوبيت دختران سعد الدوله از يكسو و احساس بستگى با خاندان بهزادى بخصوص با بازماندگان سعد الدوله و اسعد الدوله از ديگر سو قرار داشت و همين مسائل به احتمال قريب به يقين از جمله انگيزه‌هاى اصلى رفعت نظام در مخالفت با بهجت الدوله و سوزاندن چوب و فلك او در ملك بهجت الدوله يعنى در رحمت‌آباد ريگان