عبد الرضا سالار بهزادى

310

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

چند فقره استشهاد نيز هست كه دربارهء عدم پرداخت ماليات سال 1314 از طرف ضابط هر عمل تهيه گرديده است كه اين اسناد بعدا ارائه خواهند گرديد . بعد از رفتن فرمانفرما ، بهجت الملك چندى به عنوان نايب الاياله به حكومت كرمان مىپردازد . « . . . تا اواسط شهر صفر برحسب تلگراف دولتى حكمرانى ولايت كرمان و بلوچستان به شاهزاده اعظم كامران ميرزا نايب السلطنه برادر كهتر شاهنشاهى مرحمت گرديد و تلگراف دولتى رسيد كه بهجت الملك به نيابت شاهزاده معزى اليه نايب الحكومه هستند تا نايب الايالهء جديد وارد كرمان شود . . . در روز پنجشنبه هفتم ربيع الاول سنهء مزبور كه عيد سعيد و روز تولد حضرت ختمىمآب ( ص ) بود ، تلگرافى از شاهزاده فرمانفرما و اولياى دولت عليه رسيد كه حكومت و فرمانفرمايى كرمان و بلوچستان كما كان به فرمانفرما مرحمت شد . خود فرمانفرما در تهران اقامت فرمود و حكومت دار الخلافهء [ تهران ] به شاهزاده معزى اليه مرحمت شده و بهجت الملك امير تومان از قبل شاهزاده در كرمان حكمران بود . در غرهء شهر جمادى الاولى سنهء 1315 مطابق خبر تلگرافى و حكم دولتى ايالت كرمان به حاجى غلامرضا خان شهاب الملك ملقب به آصف الدوله رسيد . . . » 398 آصف الدوله كه دفعهء دوم بود به حكومت كرمان منصوب مىشد ( دفعهء اول 1295 تا 1296 ) جمعى كثير و مشتاق از بستگان خود را به همراه داشت تا حكومت شهرها و محال مختلف حوزهء حكومتى خود را به آنها واگذارد ، منجمله شوكت السلطنه پسرش به عنوان نايب الاياله ، حاجى على اصغر خان ميرپنجه از اقوام نزديكش به حكومت سيرجان - كه در همان حين لقب امير الملك نيز گرفت - و معزز الدوله برادرش به حكومت بم و نرماشير منصوب گشتند . اسعد الدوله ظاهرا در اين اوان ، احتمالا به دليل اختلاف با آصف الدوله ، از دخالت در امور و قبول مسئوليت حكومتى خوددارى نموده است . اصولا شخص اسعد الدوله از ابتداى شروع به كار و ترقى خود در خدمات ديوانى ، به استثناى يك سال حكومت صاحبديوان از رمضان 1311 تا رمضان 1312 ، كه ظاهرا با اسعد الدوله مناسبات بسيار حسنه‌اى داشته است ، و يك سال و اندى نيابت حكومت اسد اللّه خان بهجت الملك ، از محرم 1314 كه فرمانفرما به تهران رفت تا غرهء جمادى الثانى 1315 كه آصف الدوله به حكومت كرمان منصوب شده و بهجت الملك كرمان را به قصد شيراز ترك نمود و او نيز به عنوان نايب فرمانفرما حكومت كرده و شخصا نيز روابط دوستانه‌اى با اسعد الدوله داشت ، تنها با خاندان فرمانفرما - عبد الحميد ميرزا ناصر الدوله و عبد الحسين ميرزا سالار لشكر - كار كرده بود . آصف الدوله كه به علت يك بار حكومت پدرش ، حاجى حسين خان شهاب الملك ، از 1284 تا اواخر 1286 در كرمان و يك بار حكومت قبلى خودش ، حق آب و گلى براى خود در كرمان قائل بود و مىخواست سراسر خاك كرمان را در اختيار بستگان و ايادى خود قرار دهد ، تا با نفوذ خاندان فرمانفرما كه در آن زمان بدون احتساب نزديك به دو سال حكومت دفعهء اول فيروز ميرزا ، با نزديك به هيجده سال حكومت مستمر در كرمان 399 در آنجا ريشه دوانيده و اغلب رجال و شخصيتهاى آن ولايت نيز با آنها روابطى ويژه داشته و خود را وابسته به آنها مىدانستند مبارزه كند ، و حتى الامكان موقعيت دوستان فرمانفرما را تضعيف نموده و دست آنها را از مناصب و حكومتهاى حساس كوتاه نمايد . روى اين اصل ظاهرا آصف الدوله را به اسعد الدوله اعتماد چندانى نبوده و براى اسعد الدوله نيز كار كردن با حكومت جديد مشكل