عبد الرضا سالار بهزادى
297
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
انگليس و خيانت به ايران در واگذارى قسمتى از بلوچستان - بخشى از ماشكيد - به انگلستان قلمداد نموده است ! از آنجا كه اين تأليف مهم مرحوم بامداد ، عليرغم اشتباهات فاحش و فراوان از اين دست و غرض ورزىهاى بسيار در ترجمهء احوال بسيارى از افراد كه نامشان در آن كتاب آمده است ، به صورت سادهترين و دم دستترين مرجع براى آگاهى از شرح احوال بسيارى از شخصيتهاى دو قرن اخير درآمده و متأسفانه از طرف خانوادهء مرحوم اسعد الدوله اقدام به موقع براى رفع اين اشتباه به عمل نيامد ، اشتباه فاحش مرحوم بامداد در بعضى نوشتههاى نويسندگان ديگر نيز عينا منعكس گرديده است . به عنوان مثال محقق ارجمند جناب آقاى احمد بشيرى در جلد اول كتاب نارنجى ، آنجا كه اشارهاى به محمد خان اسعد الدولهء دوم پسر زين العابدين خان رفته است ، ضمن آنكه پدر و پسر را يكى فرض كردهاند ، در توضيحات حاشيهء صفحهء 167 عين مطالب مرحوم بامداد در مورد اسعد الدوله را تكرار نمودهاند كه با توضيحات تلفنى نگارنده به ايشان و ان شاء اللّه پس از ملاحظهء اسناد اين كتاب ، واقعيت مطلب برايشان نيز روشن شده و به تصحيح اين اشتباه اقدام خواهند فرمود . 347 100 نامهاى است خصوصى از فرمانفرما با خط خود وى كه امضاى وى را دارد متن نامه : « اسعد الدوله همين نوشتهء من بالاترين تصديقات است براى تو كه مىنويسم . از اين ترتيبات و پيش بردن امورات سرحدى هزار آفرين بر تو ، روى تو سفيد . اگر اينطور باشد كه نوشته [ اى ] واقعا آنچه را كه دولت به آنها واگذار كرده بود 348 تو ندادى . نمك دولت را به خودت حلال كردى . از طرفى هم اين مسئله را بدان كه مهربانى من آنها را مجبور به همراهى كرده است ، و الا آنها اين قدرها هم مطيع نيستند . 349 در هر صورت بايد منتظر نقشهجات و نوشتجات احتشام الوزاره بود كه چهجور از [ آ ] نها گرفته باشد ، خبطى در گرفتن و دادن نوشته نشده باشد . 23 شوال 1313 عبد الحسين فرمانفرما » . و در دنبالهء نامه ادامه داده شده است : « نوشتجات ابراهيم خان اين دو هفته مرا خيلى متغير كرد ، ولى چون خدا مىخواهد چشم آنهايى كه كفران مىكنند كور بكند ، مطابق همان روز كه كاغذهاى بلوچستان را مىبستم پست رسيد و اتفاقا همهء فرمانها را آورد و فرمان آن . . . 350 هم آنجا بود ، عينا فرستادم كه شرمنده بشود . عجالتا تا ان شاء اللّه به جرم و تبيهش برسيم و او را . . . به دست تو بكنم . 351 اين هفته در مسئله سردار حسين خان شرحى نوشته بود . البته تا به حال به بمپور وارد شده و از ترتيب مطلع شدهايد . آقا جان سردار حسين خان نه ياغى است ، نه مىتواند نيايد و ياغى باشد . فقط از شماها قدرى اطمينان شايد نداشته باشد كه او را بر مولاد [ اد ] پدرسوخته ترجيح بدهيد ، و الا شما يقين بدانيد همينقدر كه مطمئن شد شما او را بر او ترجيح مىدهيد مثل سگ نوكرى شماها را مىكند چشمش هم كور مىشود . و اينكه ابراهيم خان مىنويسد او را بد مىبينم ، اگر اين حرف براى اين است من را به