عبد الرضا سالار بهزادى
298
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
وحشت بيندازد غلط است ؛ من آنقدرها عجالتا در امور كرمان و بلوچستان بصير هستم . و اگر اين عقيدهء قلبى اوست ، بگو . . . ( 350 ) جان ، آن وقتى كه اين خوانين ياغى مىشدند گذشت ؛ آن وقت صاحبمنصب . . . 352 ما صاحب اين استخوان نبودند ؛ آن وقت تو ابراهيم سلطان بودى ، زين العابدين ياور ، حالا هم اسعد الدوله ، هم ميرپنجهگى كافى است ؛ آن وقت بچههاى شما به عرضه نرسيده بودند ، حالا على خان 353 ده تا مثل سردار حسين خان را ريسمان گردنش مىاندازد ؛ آن وقت رودبار 354 هم مثل بلوچستان بود ، ولى حالا رودبار خدمتگزارتر و فهميدهتر از تمام بلوكات كرمان است . همان درّان خان و ياراحمد خان براى پنج نفر مثل سردار حسين خان و مولاداد كافى است . شما نمىدانيد ، اين دفعه من صد و پنجاه نوكر رودبارى را چه قسم پادار كردم 355 و چقدر مردمان رشيد قابلى دارد . خلاصه ان شاء اللّه همان كفايت خودتان شماها را محتاج به هيچجا و هيچكس نمىكند ، ولى بايد محاكمهء عملى را كه ابراهيم خان با سعيد خان كرده است به تو وابگذاريم . آن خيال ما با آنچه او كرده است خيلى منافات دارد و قبول نداريم . بايد تو ميانه را بگيرى و كار را قطع كنى . براى تو هم خيال خوبى دارم ، ولى گذاشتم تا خودت نزديكها بيايى ببينم چه مىگويى » . 356 101 تلگرافى است به امضاى صدراعظم كه همان على اصغر خان امين السلطان است . خطاب به فرمانفرما توسط بهجت الملك . تلگراف تاريخ روز و ماه ندارد و تنها تاريخ سال ، « سنهء 1313 » ، را دارد : « از تهران به كرمان سنهء 1313 توسط جناب بهجت الملك نايب الحكومهء كرمان زيد مجده ، نواب مستطاب اشرف ارفع و الا فرمانفرما حكمران كرمان دام اقباله نوشتجات اين پست سركار و الا شرحى كه به خط خودتان نوشته بوديد ملاحظه شد و نهايت اسباب تعجب و حيرت گرديد . بيشتر عجب در اين است گويا همينكه شما چهار پنج ماه از من دور مىشويد ، عقايد سركار و الا هم تغيير مىكند . مگر هرمزخرفى چهار نفر نكره مىگويند و شهرت بدهند محل اعتبار مىباشد ؟ يا سركار و الا بايد در اظهار قدرت و استقلال حكومتى خودتان خوددارى فرمائيد ؟ يا به فرض از چهار نفر عريضهء مجعول هم برسد ، و از اينجا برطبق عرض آنها احكام صادر آيد ، مجرى كنندهء احكام شخص شما و همانطور كه در دولت و ديوان مسئول انتظام يك مملكت شما هستيد ، همينطور هم در كليهء امورات اختيارات تامه داريد ، نسبت به هركار و هركس هرچه مقتضى نظم مملكت دارى است معمول داريد . احكام اشتباهى هم اگر صادر شود بر عهدهء سركار و الا است كه حق مسئله و اقتضاى وقت و ملاحظات داخله را رعايت فرمائيد و هركس را مصدر كار خلاف و فساد و فتنهجويى است به انواع عقوبت بدون هيچ ملاحظه مجازات دهيد و ابدا فكر اين خيالات و اظهارات را از سركار و الا نمىتوان منتظر بود ، چرا كه كرمان در ادارهء كارگذاران حضرت مستطاب اسعد اقدس و الا