عبد الرضا سالار بهزادى
294
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
و بر خودتان واضح مىدانم ، واقعا قدر شما نزد من خيلى است و خدمات شما در جميع مقام و موارد مشهود بوده ، خاصه در اين مأموريت و رفتن ماشكيد كه به خوبى از عهده برآمديد و غيرتمندى و دولتپرستى به خرج داديد ، منتهاى رضايت را دارم و برقدر و مقام شما به مراتب نزد من افزوده است و اميدوارم خدمات و زحمات شما هدر نرود و نتيجهء آن به زودى عايد شود . اينكه مىنويسيد زحمات من در فوج بىثمر است ، 337 همچو نيست ، حكم آتيه را نمىتوان كرد ولى تا من هستم و زمام أمور مملكت در دست من است ، 338 حد و حق شما منظور و تصويب شما در مهمات كشور و آحاد لشكر مناط اعتبار و قرين قبول است . در خصوص منصب سرهنگى جهت درّان خان شرحى اظهار كرده بوديد ، بسيار خوب ، البته شما كه شايسته و سزاوار بدانيد ما هم مضايقه نداريم ، قرار تقديم ما را هرقدر خودتان مقتضى و مناسب مىدانيد بدهيد و تفصيل را بنويسيد تا حكم آن صادر و ارسال گردد . چنانچه نقدى هم ممكن نشود ، معادل وجه پيشكش و تقديمى شتر قيمت كنند بدهند ، ما از براى شتر احتياج داريم و امسال به واسطهء خشكسالى بايد از اطراف جنس به شهر آورد و لابد شتر لازم خواهد بود ؛ هم ما شتر لازم داريم و به دردمان مىخورد و هم براى درّان خان دادن شتر سهل و آسان است ؛ هرطور مناسب و درخور ديديد و قرار داديد اطلاع بدهيد حكم آن ارسال شود . فى سوم شهر شوال المكرم 1313 » . و در زير آن اضافه شده است : « هرقدر قرار مخارج اين منصب را داديد و ختم نموديد قدرى را نقدى و قدرى را شتر قيمت كنيد و در عوض بدهد بفرستيد » . 98 يادداشتى است از فرمانفرما به اسعد الدوله : « اسعد الدوله در باب منصب سلطانى مرحوم محمد خان شرحى نوشته بوديد . نبايد مطلب بر خودتان مشتبه باشد ؛ اين كار و هرچه از اين قبيل است ما به صوابديد شما موكول داشتهايم و دليلش همين است كه تاكنون اين منصب تعطيل شده و به كسى ندادهايم و طرف مقابل مكرّر اظهار كرده و تا صد و پنجاه تومان هم پيشكش داد و ما قبول نكرديم ؛ و حالا به اختيار خود شما واگذار است . يكصد و پنجاه تومان به ما نقد مىدادند و محض رعايت ميل و تصويب شما راضى نشديم بدهيم و اينك حكم آن را صادر كرده جاى اسم را باقى گذاشتم و لفا ارسال داشتم ، 339 هركه را مناسب و سزاوار مىدانيد به او بدهيد و اسم او را در حكم بنويسيد و به ما اطلاع بدهيد مستحضر شويم و بدانيم به نصر اللّه خان يا غيرى ، به كى واگذار شده است و هرطور خود شما صلاح بدانيد ما هم حرفى نداريم و امضا مىداريم . حكم ممهورا در لف پاكت ارسال گشت . فى سوم شهر شوال المكرم 1313 » . در پشت كاغذ اضافه شده است : « محمد خان سرهنگ 340 در بم و نرماشير زياد در اين باب اصرار كرد و اين سلطانى را جهت پسر خود مىخواست و مىگفت محمد خان قوم من بوده و در سرهنگى فوج من اين حق