عبد الرضا سالار بهزادى
270
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
تعالى چون مأمور و فرستادهء كافى و كاردان و مجرب و دولتخواه است اميدوارم عمل حد و سد خيلى خوب و خوش و با ملاحظهء حال و مآل فيصل بيابد و در آتيه مستلزم آسودگى خاطر باشد . فى 29 شعبان 1313 » . سجع مهر پشت كاغذ : « سالار لشكر فرمانفرما » . 70 يادداشت ضميمه از فرمانفرما : « اسعد الدوله دوست عزيز قونسول كاغذى نوشته و در ضمن از همراهى و برخورد شما و احترامات و پذيرايى كه از او شده است خيلى اظهار رضايت و امتنان كرده بود و معلوم شد نصايح مرا به كار بسته و فراموش نكردهايد و اين مطلب هم موجب مزيد ملاطفت و محبت قلبى گرديد و قاعدهدانى شما را تمجيد دارم . از اينكه حفظ رسوم مىكنيد خوشوقتى كامل حاصل است . 29 شعبان 1313 » . سجع مهر پشت كاغذ : « سالار لشكر فرمانفرما » . 71 يادداشت از فرمانفرما : « اسعد الدوله در باب چادر غفلت از خود شما شد كه زودتر اطلاع نداديد . من هم اگر با انواع مشاغل و خيالات به صرافت نيفتادهام غريب نيست و حالا كه مشروحهء شما را خواندم با آنكه در ريگان هستم و هرچه چادر همراه داريم لازم و طرف حاجت است ، راضى به تخفيف شما نمىتوان شد و هرطور بود يك باب چادر سرتيپى و چهار باب قلندرى توكش كرده در همينجا به ابراهيم خان داديم و سپرديم در نهايت عجله و شتاب از روى سرحد بفرستد و ان شاء اللّه خيلى زود به شما برسانند . البته چادر لازم است و خوب كرديد نوشتيد . فى 29 شعبان 1313 » . در حاشيهء پايين نامه اضافه شده است : « به احتشام الوزاره و سعيد نظام هم به قدر لزوم چادر داده شده است ، و اينك چادر سرتيپى يك باب و قلندرى پنج باب فرستادم » . سجع مهر پشت كاغذ « سالار لشكر فرمانفرما » . 72 نامهاى است از فرمانفرما به اسعد الدوله . متن نامه : « عمدة الامراء العظام اسعد الدوله سردار بلوچستان نوشتجات سابقه شما را در ريگان حاضر كرده ، منتظر بوديم ابراهيم خان ميرپنجه از سر ملكش برسد و ارسال گردد . امروز كه بيست و نهم شعبان است مشار اليه رسيد و يك دسته نوشتجات مورخهء بيست و يكم شما را