عبد الرضا سالار بهزادى
271
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
رسانيد و الان كه اول شب غرهء رمضان است به حمد اللّه سالما نشسته ، ابراهيم خان هم حاضر است و نوشتجات را يك يك مىخوانيم و نسبت به مطالب و فقرات آنها مذاكره و مقاوله مىكنيم و جوابها را دستور العمل مىدهم امشب بنويسند و صبح حاضر باشد و به ابراهيم خان داده شود و عاجلا براى شما بفرستد و فردا انشاء اللّه خيال شكار آهو داريم و شما را ياد مىكنيم و هرچه شكار شد سهم شما را به ابراهيم خان و على خان 229 خواهيم داد و به ياد شما صرف خواهد شد . فردا و پسفردا را هم در ريگان اتراق داريم و روز سوم ماه از اينجا انشاء اللّه به طرف رودبار عزيمت مىشود . 230 در باب چادر صحيح نوشته بوديد ، امّا مىبايست زودتر اظهار مىكرديد . ما هم از قضا به اين خيال نيفتاديم و الا معلوم است هرگز راضى نمىشديم شما در مقابل بيگانه بدون چادر برويد و با آنكه در سفر به قدر احتياج چادر همراه است و زيادى نياوردهايم ، هرطور بود يك چادر سرتيپى و چهار باب قلندرى از توى چادرها دست و پا كرده تحويل ابراهيم خان ميرپنجه داديم كه از روى سرحد بفرستد و عاجلا به شما برسانند و از اين باب وهنى بر شئونات شما وارد نشود . فى ليله غرهء رمضان 1313 » . سجع مهر پشت نامه : « سالار لشكر فرمانفرما » . 73 يادداشتى است از فرمانفرما به شرح زير : « اسعد الدوله از براى غلامرضاى قورخانهچى خيلى دلم سوخت و عجب ظلمى احمد خان در حق او كرده است . نوشتم بهجت الملك 231 حكما يك نفر قورخانهچى از احمد خان بخواهد و زود روانه كند ، شايد اين بيچاره بعد از شش سال جانى از بلوچستان به در ببرد . فى غرهء رمضان 1313 » . نقش مهر پشت كاغذ : « سالار لشكر فرمانفرما » . 74 يادداشتى است از فرمانفرما : « اسعد الدوله در مادهء جنيد با اين كارى كه در پيش داريد حالا نمىتوانيد اقدام كنيد و به دو كار يك دفعه نمىشود دست زد . كار جنيد را بگذاريد از براى فصل پائيز ، ولى كاغذى محض اتمام حجت به جنيد بنويسيد . شرح او را ميرپنجه به شما در كاغذ خود حالى كرده است . فى غرهء رمضان 1313 » . نقش مهر پشت كاغذ « سالار لشكر فرمانفرما » . 232