عبد الرضا سالار بهزادى

261

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

بعد از آمدن او ابراهيم خان ميرپنجه هم كه در ريگان هست ، و آن وقت هرچه لازم بشود در دستور العمل كارهاى شما به توسط خود على خان يا هر كس ديگر كه مقتضى باشد از براى شما خواهم فرستاد كه از هرجهت تكليف را بدانيد . البته شما بايد على خان را زود با تنخواه قسط و بقاياى بدهى خودتان بفرستيد كه در ريگان به من برسد . زياده نمىنويسم . شهر رجب 1313 » . سجع مهر پشت نامه : « سالار لشكر فرمانفرما » 58 متن يادداشت ضميمه به شرح زير است : « هو ميرزا محمد على خان سلطان توپخانه - همراه يك عراده توپ اطريشى ته‌پر كوهستانى كه از شهر با اردوى خودمان به بم فرستاده‌ايم مىباشد . به ابراهيم خان ميرپنجه نوشتم كه او را با نواب سعيد نظام روانهء بمپور كند كه شما با خودتان كه يك عراده توپ كوهستانى كه مىبريد او همراه باشد و به واسطهء سررشته و بصيرتى كه دارد از براى حمل و نقل توپ يا شليك آن در موقع لزوم توپچى كه همراه شما هستند به دستور العمل او رفتار نمايند و اسباب معطلى از براى شما نباشد . شهر رجب 1313 » سجع مهر پشت يادداشت : « سالار لشكر فرمانفرما » . * * * همان‌طور كه از موضوع نامه‌هاى قبلى مستفاد گرديد در حينى كه كميسيون سرحدى به مناطق مرزى بلوچستان ، ابتدا به كوهك و سپس به جالق رفته است ، فرمانفرما به منطقهء ريگان انتهاى خاك نرماشير و ابتداى خاك بلوچستان ، ظاهرا براى سركشى و ترتيب امور حكومتى بم و بلوچستان و در حقيقت جهت نزديكتر بودن به محل كميسيون و سرعت در امر مراسلات رفته بود . استنباط شخصى من در مورد علت اين امر سعى در كنترل اسعد الدولهء سركش و لجوج و يك دنده بوده است تا مبادا با سرسختىهاى خود و اصولا عدم موافقتى كه با تعيين رسمى سرحد داشته است همانند سلف خود ابراهيم خان اسعد الدوله كار كميسيون را به بن‌بست بكشاند ، و اين كنترل از ناحيهء فرمانفرما به دو صورت اعمال شده است : اول با سرعت در امر مراسلات به علت نزديكتر شدن فاصله ؛ و دوم با حضور ابراهيم خان ميرپنجه برادر اسعد الدوله و شريك وى در امر حكومت بلوچستان در نزد فرمانفرما ، پيش كشيدن حسابهاى مالياتى و بدهيهاى مالياتى بلوچستان و تهديد به اعمال فشار از يك طرف و مواعيد و تشويق از طرف ديگر و نيز با اجراى سياستى كه به نظر مىرسد فرمانفرما عبد الحسين ميرزا در آن متبحر بوده است ، سعى در انداختن نفاق بين دو برادر و ترساندن اسعد الدوله از برادرش ابراهيم خان و احتمال ترقى وى به قيمت كنار گذاشتن اسعد الدوله . به‌هرحال نامه‌ها و اسناد بعدى مربوط به همين اوقات مىباشند .