عبد الرضا سالار بهزادى

260

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

احتمالا اين مأموريت براى وى داشته ، وى را با اين عنوان معرفى كرده باشد . وصف هيأت انگليسى را از قلم خود سايكس نقل مىكنيم : « هيأت اعزامى بريتانيا از عدهء زيادى تشكيل نشده بود . سرهنگ توماس هلديخ ، 205 كه اين ايام سر توماس هلديخ ناميده مىشود رياست هيأت را داشت ، و سروان كمبل 206 و من [ سرگرد پرسى سايكس ] به معاونت او انتخاب شده بوديم . نايب سرهنگ وهب ، 207 به اتفاق چند نفر ديگر كارهاى زمين‌پيمايى و مساحى را عهده‌دار بود و دو دسته سرباز و چند نفر سوار و يك نفر پزشك نظامى نيز تحت فرمان هيئت بود » . 208 هيأت انگليسى يك عضو غيررسمى يا به عبارت بهتر يك نفر ميهمان نيز با خود همراه داشته كه خانم الاسى سايكس ، 209 خواهر سرگرد پرسى سايكس بوده است كه شرح اين سفر و مشاهدات خود را در سفرنامهء خود 210 در سال 1898 در لندن منتشر نمود . 57 نامه و ضميمه‌اى است با مهر « سالار لشكر فرمانفرما » . متن نامه : « هو عمدة الامراء العظام اسعد الدوله سردار بلوچستان - نوشتجات شما را عمدة الامراء العظام ابراهيم خان ميرپنجه فرستاده بود رسيد ، ملاحظه كردم و از مجارى حالات و مطالبى كه نوشته بوديد مطلع شدم . اولا ان شاء اللّه تا به حال ناخوشى تب و كسالت شما رفع شده است و به سلامت و خوشوقتى مشغول خدمتگزارى ديوان و انجام خدمات بلوچستان هستيد . ثانيا در بابت مطالبى كه اظهار داشته بوديد و بعضى مطالب كه لازم است ما مفصلا به شما بنويسم موقوف بر اين است كه ان شاء اللّه بعد از ورود به بم و ملاقات ابراهيم خان ميرپنجه و سؤال و جواب حضورى آن‌وقت به شما بنويسم و همراه خود ميرپنجه يا على خان سرهنگ را كه به ريگان مىفرستيد از هرجهت دستور العمل كامل از براى شما خواهم فرستاد و اكنون كه پنجشنبه سلخ شهر رجب است ، حسب الاختصار اين جواب را از براى شما مىنويسم . الآن ده دوازده روز است كه از شهر به باغ زريسف نقل مكان كرده‌ام و از براى تفريغ محاسبات و انجام ساير كارها شب و روز اوقات صرف كردم ، تا آنكه حالا فراغت حاصل شده است و ان شاء اللّه پس‌فردا كه شنبه دويم شعبان است به سلامت روانهء خبيص مىشوم و دو شب الى سه شب هم بيشتر در خبيص توقف نمىكنم و از روى گوك و تهرود به بم و نرماشير خواهم آمد و چند روز است كه اردوى خود را از سوار و سرباز و توپ از راه ماهان به بم فرستاده‌ام و آنها حالا ديگر وارد بم شده‌اند ، و ان شاء اللّه بعد از ورود به بم هرچه لازم است مفصلا از براى شما مىنويسم مىفرستم و مطلع خواهيد شد . در بم و نرماشير هم منتظر وصول نوشتجات شما هستم . سلخ شهر رجب 1313 » . و در صفحهء مقابل به عنوان حاشيه نوشته شده است : « به همان قسم كه سابقا مفصل به شما نوشته‌ام ان شاء اللّه بايد على خان سرهنگ را با تنخواه قسط و بقاياى خودتان روانه كنيد بيايد و تا من در ريگان هستم او وارد ريگان شود ؛ و