عبد الرضا سالار بهزادى

231

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

ده ساله دعاوى خودتان را عنوان كنيد و آنچه از ده سال زيادتر است رد كنيد و قبول ننمائيد . و نيز در باب ادعاى شما در مسئلهء فيروزآباد 110 كه هشت سال قبل است ؛ البته ، البته ، داخل دعواى شما است چنانچه مىگوئيد سردار . . . 111 صاحب آمده و قطع اين دعوى را كرده است . البته در عملى كه از دو طرف براى قطع دعوى و گفتگوى امرى ، حاضر شوند و قطع گفتگو نمايند ، مىبايست سندى ردوبدل كرده باشند و از مأمورين دولت عليه ايران آنها سندى اخذ كرده باشند و نيز از اين‌طرف ، سندى از مأمور انگليس داشته باشند . حال كه عاليجاه فخامت ، همراه كپيتان سى . اى . [ ؟ ] كمبال 112 صاحب مأمور شده‌اند كه ده ساله گفتگو نمايند ، مىبايست صورت قطع دعوى سابق را هم داشته باشند ؛ هرگاه دارند و ترك دعوى طرفين و اصلاح ما بين را سندى داشته باشند [ و ] ابراز نمايند ، شما قبول كرده و گفتگوى فيروزآباد را متروك بداريد 113 و الا آنچه در آن سرحد واقع شده باشد - ما بين طايفهء رندان 114 مند ، از ده سال قبل تا حال - مىبايست از دو طرف باشد ؛ چنانچه قبول مىنمايند شما هم اقدام بكنيد . با اين كتابچه كه شما فرستاده‌ايد ، دعاوى شما كلى است ، كاش صورت ادعاى حضرات را هم فرستاده بوديد . حال كه مأمور شده‌ايد ، ان شاء اللّه مىبايست به طورى عمل را تمام نمائيد كه مايهء ارتفاع و ازدياد شئونات شما شود . 22 شهر شعبان المعظم 1312 » . سجع مهر « انا لله . . . عبده الراجى فتحعلى » و عبارت « ملاحظه شد » . 28 يادداشت كوتاهى است كه در انتها نقش مهر « صاحبديوان » دارد با همان خط زيباى منشيانهء نامهء قبل . متن نامه : « سابقا نوشته بوديد كه سردار نوروز خان 115 ، همراه مأمور دولت بهيهء انگليس به سرحد خواهد آمد ، اما نوشتجات آن معتمد السلطان كه بعد از ورود مأمور نوشته بوديد ملاحظه كردم ؛ آمدن سردار نوروز خان را ننوشته بوديد ، معلوم مىشود نيامده است كه به اين جانب اطلاع نداده‌ايد . 22 شهر شعبان 1312 » . سجع مهر « صاحبديوان » . 29 يادداشتى است كه به خط شخص صاحبديوان نوشته شده و در انتهاى آن نقش مهر « صاحبديوان » ديده مىشود . متن نامه ؛ « يا هو ، معتمد السلطانا ، شرحى مبنى بر دلتنگى از بعضى اخبارات مجعولهء مردم نوشته بودى و در كارهاى خود دلسرد شده بوديد . آن‌قدر را بدانيد اين جانب تازه‌كار نيستم كه گوشم به حرف [ و ] يا چشمم به تحريرات مردم باشد . چيزى را كه مىنويسند تا نپرسم نفهمم ، هرگز