عبد الرضا سالار بهزادى
232
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
قبول نمىكنم . منجمله 116 فقرهء عريضهء خوانين بلوچستان ، دو عريضه آوردند ، يكى به اسم حضرت اجل اشرف افخم صدراعظم مد ظله بوده است و يكى به جهت اين جانب . وقتى كه ملاحظه كردم قدغن كردم مرخص نيستيد ، عريضهء حضرت صدارت اعظم را بفرستيد و خودم در پرده از سردار حسين خان تحقيق كردم و دانستم بايد مجعول باشد ؛ اين بود كه تحقيق شد . و همچنين فقرهء نوروز خان را و قلعه در سرحد ماشكيد را تا از خود شما تحقيق نمىكردم چگونه قبول مىكردم . بارى همين قدر مىنويسم اين جانب شخصى نيستم كه محض حرف يا نوشتجات بىمعنى مطلب را قبول كنم . از اين بابت آسوده باشيد و در كمال دلگرمى مشغول خدمات خود باشيد . اين جانب در هرحال خير دولت عليه و نظم كار خود را به حرفهاى لاطائل از دست نمىدهم . گويا عباس خان هم در اين فقره تقصير نداشته باشد ؛ در بم و نرماشير اين فقره شهرتى داشته است . گويا همان محلهايى كه سابقا بوده است خواستهاند تازه جلوه بدهند . در باب سيد محمد خان هم خوب است قرارى بدهيد شايد بر سر خانهء خودش بعضى ادعاها دارد ، از غارت اموالش از مولا داد خان بدهيد بهتر است » . سجع مهر « صاحبديوان » . در مورد نامههاى موضوع اسناد 27 ، 28 و 29 اين توضيح لازم است كه بعد از عدم موفقيت كميسيون مرزى بلوچستان در سال 1288 به علت اشغال منطقهء كوهك توسط ابراهيم خان سعد الدوله عليرغم ميل انگليسيها و دستورات دولتمردان ، مسئلهء تعيين حدود سرحدى بلوچستان ايران و انگليس مسكوت ماند تا در سال 1312 انگليسيها كه از قدرت يافتن مجدد حكومت بلوچستان ايران و بعضى اعمال ضد انگليسى زين العابدين خان سرتيپ - داماد و جانشين ابراهيم خان سعد الدوله - نگران شده بودند به فكر افتادند تا ابتدا بعضى اختلافات معوقهء سرحدى را حل و فصل نموده و سپس حدود مرز بلوچستان ايران و بلوچستان انگليس را مشخص نمايند . در سال 1312 سردار نوروز خان خارانى از اتباع بلوچستان انگليس به نخلستانهاى سرحدى ايران تجاوز مىنمايد و زين العابدين خان اسعد الدوله مأمور مذاكره در اين باب و ساير موارد اختلاف مىگردد . 117 انگليسيها از اين موقعيت استفاده كرده و در مورد تعيين مرز به دولت ايران فشار وارد مىآورند . نامههاى موضوع اسناد فوق و نيز اسناد بعدى در رابطه با همين وقايع است . 30 پاكتى حاوى دو نامه و سواد دو فقره تلگراف است . پاكت هيچگونه عنوان گيرنده و يا مهر ارسال كننده ندارد . پشت پاكت نوشته شده است : « تلگراف حضرت صدارت عظمى روحيفداه كه در مسئلهء مأمورين انگليسى تلگراف فرمودهاند . » كه به نظر مىرسد خود زين العابدين خان و يا منشى وى جهت بايگانى نامهها و كاغذهاى خود ، آنها را درون پاكت قرار داده و پشت پاكت را نوشته است . نامهها هيچ كدام مهر و نشانى از ارسال كننده ندارند ؛ اما به نظر مىرسد هردو نامه كه مسلما توسط يك نفر و با يك دستخط نوشته شدهاند ، به خط يكى از كارگزاران والى كرمان باشند . متن نامهء اوّل :