عبد الرضا سالار بهزادى

223

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

سپرديد ، قبض رسيد او كو ؟ اگر هم قبض نگرفته و او دوستانه از شما خواهش كرد و شما هم به ملاحظهء دوستى او ، همين‌طور بلوچ خان و شهداد را به او سپرديد ؛ چرا محرمانه تفصيل را به من ننوشته‌ايد كه من بدانم چه شده و موضوع مسئله چه بوده است ؟ و اگر از تهران از من بپرسند تفصيل مير شهداد چيست و چه كس او را گرفت و كجا رفت بدانم چه بگويم . از خود شما سئوال مىكنم ، اگر الآن سفارت انگليس در تهران از شما شكايت كند كه مقصرين خودشان را كه عبد اللّه خان و غيره باشد ، گرفته با خود بردند ؛ و مقصر ما را كه مير شهداد است فرار دادند ؛ شما چه جواب مىدهيد ؟ نه قبض رسيد از بنت صاحب داريد نه قبض رسيد از نوروز خان . در اين صورت هرچه شما بگوئيد ، چون سند نداريد قبول نخواهند كرد . حالا تفصيل را كه چه شده و كى و چه وقت و در كدام نقطه از بم‌پشت و چگونه و به چه وضع مير شهداد را گرفته‌ايد ، شما گرفتيد يا نوروز خان ، قبض رسيد از او داريد يا نه ، همهء تفاصيل را زبان‌دار و واضح بنويسيد كه من مراتب را بدانم ؛ و اگر بنا شد سؤال و جوابى با تهران بشود من بدانم چه بايد گفت‌وشنود كرد و شما مورد ايراد نشويد . اگر هم نمىخواهيد مطلب دولتى شود ، محرمانه تمام اين فقرات را به خود من نوشته ، يك عريضهء رسمانه هم در اين باب بنويسيد و بفرستيد كه همان را من بتوانم به تهران ارسال دارم . البته خيلى زود به من اطلاع دهيد . كريم بيك را محض همين مطلب خلعت و انعام دادم و معجلا فرستادم كه جواب اين مطلب را براى من زود و خيلى واضح نوشته بفرستيد . اگر شما او را گرفته و نوروز خان از شما خواست ؛ ديديد اگر ندهيد فتنه و فسادى برپا مىشود و او در جنگ خواهد كوبيد و شما مصلحت نديديد سختى كنيد و مير شهداد را به او واگذاشتيد ؛ اين مطلب را هم بنويسيد . اگر هم خود نوروز خان آنها را گرفت و شما ديديد اگر بخواهيد از او گرفته ، خودتان مير شهداد را نزد بنت صاحب بفرستيد ، نوروز خان نمىدهد و باز اسباب زحمت و اغتشاش و منافى مصالح دولتى است ، به اين جهت سكوت كرديد ؛ اين مطلب را هم صريحا اطلاع دهيد . مقصود اين است [ كه ] شما اگر در يك جائى و يك موردى ندانسته و نفهميده خطايى هم بكنيد ، بايد به من صدق مطلب را و مقصود و منظور و خيال خودتان را بنويسيد كه من بدانم تفصيل چيست ؛ و هرطور مقتضى است سؤال و جواب نمايم . البته ، البته ، تمام مطالب اين فقره را از كلى و جزئى ، زبان‌دار و واضح براى من بنويسيد كه مستحضر باشم و اگر از جايى بر شما و كارهاى شما ايرادى وارد آورند ، من رفع آن را بنمايم و نگذارم بر شما زحمتى وارد آورند . » سجع مهر ظهر نامه « فرمانفرما » و عبارت « ملاحظه شد . » در مورد ماجراى مير شهداد كه در اسناد اخير بدان اشاره شده است توضيح زير خالى از فايده نيست . ژنرال سر پرسى سايكس در سفرنامهء خود ، « ده هزار ميل در ايران » اشاراتى به ماجراى مير شهداد و ميجر موير دارد كه اينك در پرتو اين اسناد ، مشخص مىگردد كه حقيقت را با كمى افسانه به منظور خودستايى درهم آميخته است . سايكس در فصل هشتم كتاب مذكور پس از ذكر سفرش از كراچى به گوادر - در راه خود به