عبد الرضا سالار بهزادى

218

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

ديوانى خالى شده است و سه چهار نفر از اردوى شما را مقتول ساخته‌اند ؛ حقش غير از اين چيزى نيست كه يا او را بكشيد و سر او را براى من بفرستيد ، يا اينكه او را دستگير نموده با كنده و زنجير ان شاء اللّه به كرمان حضور من بفرستيد تا من او را به انواع سياست و شكنجه و سختى در پيش چشم پدرش 85 به سزاى عملش برسانم ؛ و آن وقت نتيجهء همهء خدمات و زحمات شما به عمل آمده است و همهء مقصود اين است كه عموم اهالى بلوچستان از اعلى و ادنى و خوانين و ريش سفيدان و نوكر و رعيت حالت او را ببينند و عبرت بگيرند و بدانند و بفهمند كه هركس مرتكب حركت خلاف و خيانت شود و به دولت نمك به حرامى كند و با نوكر ديوان جنگ بنمايد ، عاقبت جان و مال او در معرض تلف خواهد بود و كسى او را زنده و سلامت نمىگذارد . زياده نمىنويسم غرهء محرم 1309 » . در پشت نامه مهر « فرمانفرما » و عبارت « ملاحظه شد » ديده مىشود . 16 نامه‌اى است بدون پاكت ، با همان خط منشيانهء نامه‌هاى قبلى و با مهر « فرمانفرما » و عبارت امضا مانند « ملاحظه شد » در انتهاى نامه ، بدون تاريخ . متن نامه به شرح زير است . « مقرب الخاقان زين العابدين خان سرتيپ ، سردار بلوچستان ، حفظ اللّه تعالى ، اگرچه حالت تقرير و تحرير به هيچ وجه ندارم ، ليكن دست ما از چاره كوتاه است و بايد در هرحال صبر و شكر كرد . چهار روز قبل كريم بيك آدم شما آمد و عريضجات شما را آورد ، امروز هم كه دوشنبه دهم صفر است عباس خان ياور رسيد و نوشتجات شما و سايرين را رسانيد و از دستگير كردن عبد اللّه خان پدرسوخته و برادر قلى محمد مستحضر و قدرى در غصه‌ام تخفيف حاصل شد . سابقا كتبا و تلگرافا فتنه‌انگيزى اين پدرسوخته و مأموريت شما را با سپاه و اردو براى گرفتن او به خاكپاى مبارك همايونى ارواحنا فداه و حضور مبارك بندگان حضرت مستطاب اجل اشرف افخم وزير اعظم مدظله العالى عرض كرده بودم و اينك كه عباس خان آمد و كاغذهاى شما را رسانيد ، از فرط ملاطفت و محبتى كه به شما داشته و دارم و دستگير كردن اين كور پدرسوخته خيلى اهميت داشت ، فورا شرح مفصلى به دولت تلگراف كردم و از حسن خدمات و زحمات شما و مقرب الخاقان ابراهيم خان سرتيپ و غيره رجزها خواندم و ان شاء اللّه نتيجه و حاصل خوب خواهد بخشيد . اما وضع نوشتجات شما خلق مرا خيلى تنگ و خفه مىكند ؛ يك وقت يك مطلبى را كه خيلى جزئى است و حاجت به اظهار به من هم نيست ، دور نيست ؛ ده دفعه شما مفصل و مشروح بنويسيد ، از اين طرف مطلبى را كه دولتى است و بايد طورى بنويسيد كه من بتوانم اگر صلاح بدانم عين همان كاغذ شما را جزو نوشتجات خود به تهران بفرستم ؛ در اين موقع يا خيلى مطلب را مبهم و گنگ مىنويسيد ، يا آنكه آن مطلب را مخلوط به مطلبى ديگر كه ربطى