عبد الرضا سالار بهزادى

212

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

13 نامه‌اى است بدون پاكت و بدون تاريخ ، با خط منشيانهء شكستهء زيبايى . پشت نامه مهر « فرمانفرما » دارد و كنار مهر عبارت « ملاحظه شد » . از مطالب نامه مشخص است كه مربوط به عبد الحميد ميرزا ناصر الدوله فرمانفرماست . متن نامه به شرح زير است : « هو - مقرب الخاقان زين العابدين خان سرتيپ ، حفظ اللّه ، اين كه شما نوشته‌ايد قلعهء دزك كمال استحكام دارد و شما از وضع مسجد و ديوار دور قلعه و مردگردهاى آن و بادگيرهاى مرتفع كه در عمارات قلعه بوده اطلاع نداشته‌ايد ؛ اظهار اين مطلب از شخص شما كه سالها در بلوچستان اقامت و حكومت داشته‌ايد و اقلا بيست دفعه متجاوز به طرف جالق و دزك رفته‌ايد ، در واقع خيلى تازگى دارد و محل تعجب است و به عينه مثل كسى كه سى سال در يك خانه مسكن داشته باشد و از خانهء خودش بىخبر باشد ؛ كه از جايى رخنه و راه عبور به خارج دارد يا ندارد . از اين گذشته در سنوات سابقه مكرر به شما حكم كردم كه در جالق و دزك و آن صفحات هرچه قلعه و عمارت از هركس هست كه حصار و بدنه و مردگرد و سنگرگاه دارد خراب نمائيد ، و غير از خانهء رعيتى جائى را باقى نگذاريد ، مگر در هرجايى يك قلعه كه آن هم مشرف بر اطراف خود باشد . و اگر اين كار را سابقا كرده بوديد حالا آسوده بوديد و ديگر اين زحمت را نداشتيد كه هرچهار نفر در يك قلعه بودند و از براى خودشان مأمن قرار بدهند و شما اردوى خود را متفرق كنيد و از اطراف با آنها بجنگيد و لابد از تحمل زحمت شويد و به حق تدبير ، يكى را امان بدهيد و يكى را به حالت خود واگذاريد از قلعه بيرون رود . تا آنكه قلعه‌جات را از دست آنها بگيريد و مسخر و تصرف نمائيد . به‌هرحال ، اگر سابقا از اين كار غفلت كرده‌ايد حالا تا خودتان با اردو و جمعيت در آن صفحات هستيد ، اين كار را تمام نمائيد كه ان شاء اللّه بعدها آسوده باشيد . اولا در جالق و توابع جالق هرچه در هركجا و از هركس قلعه و عمارتى هست كه برج و باره و اطرافش حصار و مردگرد دارد و مىدانيد ده نفر يا صد نفر يا بيشتر مىتوانند در آن قلعه و عمارت اقامت نمايند و تفنگ به خارج بيندازند و زدوخورد نمايند ، حكما همه را خراب نمائيد و يك جاى مرتفع كه سرزن خارج باشد باقى نگذاريد ، مگر همان قلعهء شيشه‌ريز 79 را به حالت خود بگذاريد و در آنجاها هم به همانطور كه نوشته‌ايد بايد بعد از اين كوتوال و ساخلو آنجا را از نوكر ديوانى هركس را صلاح مىدانيد بگذاريد ؛ و محض اينكه شما بدقول نشويد ، حكمى عليحده نوشته از براى شما فرستادم كه حكما كوتوال قلعهء شيشه‌ريز را از نوكر ديوانى بگذاريد و به دست اهالى جالق ندهيد . ثانيا در دزك و سب و سوران 80 و غيره ، هركجا كه مىدانيد صلاح نيست در آنجا كسى قلعه داشته باشد ، حكما همه را خراب و منهدم نمائيد و جائى را كه مىدانيد اگر يك وقتى كسى بخواهد خودسرى و ياغيگرى نمايد ممكن است در آنجا متحصن شود و اسباب زحمت فراهم آورد ، البته باقى و آباد و معمور نگذاريد ؛ نهايت از