عبد الرضا سالار بهزادى

213

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

براى منزل و مسكن ضابط و مباشر آن محل در جاهايى كه مىدانيد لازم است يك قلعه باقى بگذاريد كه اگر يك وقتى اتفاق بيفتد مباشر آن محل بتواند خودش را با رعيتى كه سپرده به اوست در آنجا حفظ كند و نگاه بدارد . در باب قلى محمد و بم‌پشتيها هم حكم و دستور العمل همان است كه سابقا به شما نوشته‌ام . اگر تا وصول اين نوشتجات به شما مقرب الحضرة العليه اسد اللّه خان سرهنگ ، نوكر و جمعيت سرحدى 81 را نزد شما فرستاد و به اردوى شما ملحق شده‌اند كه خيلى خوب و الا حكمى كه مجددا به مشار اليه مرقوم و لفا نزد شما فرستادم با آدم مخصوص از براى او بفرستيد و همهء خوانين و سلاطين و ريش سفيدان طوايف سرحدى را با هرقدر جمعيت دارند بخواهيد و بعد از آنكه حاضر شدند و خودتان ان شاء اللّه برحسب دلخواه اين‌جانب از كار عبد اللّه خان فارغ و نائل به مقصود شديد ، آن وقت به كار قلى محمد [ ؟ ] و بم‌پشت بپردازيد و نوكر نرماشيرى و سرباز فوج بهادر و ساير اهل اردوى خودتان را با نوكر و جمعيت سرحدى طورى در قتل و غارت و تاخت و تاراج بم پشتيها و خراب كردن قلعه و مسكن و منزل قلى محمد و سايرين مطلق العنان نمائيد و به آنها حالى كنيد كه اين‌جانب از بم‌پشت و اهل بم‌پشت سلب نظر نموده‌ام و هستى آنها را به اهل اردو كه همراه شماست بخشيده‌ام كه در كشتن قلى محمد و كسانش و بردن مال آنها ابدا خوددارى نكنند و از اين بابت هم شما فارغ و آسوده شويد » . نقش مهر پشت نامه : « فرمانفرما » و عبارت : « ملاحظه شد » . احتمالا اين نامه مربوط به بعد از دستگيرى عبد اللّه خان است و بنابراين بايد بعد از سند 18 آورده شود . 14 نامه‌اى است بدون پاكت و به تاريخ غرهء محرم 1309 ، دو صفحهء پشت و رو با همان خط منشيانهء سند قبلى كه در انتها مهر « فرمانفرما » و عبارت « ملاحظه شد » دارد و متعلق به ناصر الدوله فرمانفرماست . متن نامه به شرح زير است : « هو - مقرب الخاقان ، زين العابدين خان سرتيپ ، حفظ اللّه ، نوشتجات شما را از آن‌چه محرمانه و غير محرمانه از بابت زدوخورد با عبد اللّه خان و وضع قلعهء دزك و كشته شدن چند نفر از طرفين و سئوال و جواب با او به توسط سردار قادربخش و قرارى كه فيما بين داده‌ايد اظهار داشته بوديد ملاحظه كردم و كاملا اطلاع حاصل نمودم و لازم شد صريحا از براى شما جواب بنويسم . اولا تا به حال از بابت پيشرفت كارهاى جالق و دزك و اجراى مقاصد خودتان هرچه كرده‌ايد همه‌اش از روى عقل و كاردانى و حسن تدبير و فرط كفايت بوده به مقتضاى دولتخواهى و خدمتگذارى 82 تمام حركات را شما از روى مصلحت و حكمت نموده‌ايد ؛ و چنين تصور ننمائيد كه اين‌جانب تصديق خدمات شما را ندارم يا آنكه زحمات شما در نزد