عبد الرضا سالار بهزادى

190

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

است . مضافا در نوشته‌هايى كه از ناصر الدوله به نظر اينجانب رسيده است رقم مهر وى تا 1303 نيز همان ناصر الدوله بوده است كه مبين اين مطلب است كه وى هنوز تا آن تاريخ لقب فرمانفرما نيافته بود . ( 312 ) - در آن زمان حكّام ايالات و ولايات هرسال يك بار پس از تصفيه حسابهاى مالياتى در صورت ابقا در حكومت خود حكم مجدد مىگرفتند و در غير اين صورت تعويض مىشدند . ( 313 ) - راين منطقه‌اى است بسيار خوش آب و هوا ، اينك از توابع شهرستان بم كه حدود يكصد و ده كيلومتر با بم و حدود يكصد كيلومتر با كرمان فاصله دارد ؛ تهرود نيز منطقه‌اى خوش آب و هوا و از توابع شهرستان بم و بر سر راه بم به كرمان واقع است كه تا بم حدود هفتاد كيلومتر و تا كرمان حدود يكصد و بيست كيلومتر فاصله دارد . هردو اين مناطق در شمال‌غربى بم واقعند . ( 314 ) - به احتمال قوى اين نخستين مسافرت ناصر الدوله به بلوچستان بوده است كه در سال 1300 انجام شده بود . ( 315 ) - طايفهء ريگى از طوايف بلوچستان ايران مستقر در حدود خاش و سرحد . ( 316 ) - ماشكيد ناحيه‌اى است در مرز بلوچستان ايران و ناحيهء خاران از بلوچستان پاكستان كه رود ماشكيد يا ماشكل ، يا مشكل ، از آنجا مىگذرد . نخلستانهاى ماشكيد در بلوچستان معروف بوده‌اند . ( 317 ) - سفرنامهء سرپرسى سايكس ص 142 ، به نقل از ايران شرقى ، جلد اول ، صص 78 - 77 . ( 318 ) - يادنامهء مرحوم دكتر محمود افشار يزدى ، از انتشارات موقوفهء افشار ، تهران ، 1368 ، ج 3 ، مقالهء افشارهاى كرمان ، حاشيهء ص 1570 . ( 319 ) - جغرافياى كرمان ، ص 100 . ( 320 ) - گذشته از دلايلى كه در ردّ نوشتهء مرحوم وزيرى مبنى بر شروع خدمت ابراهيم خان در 1269 آورده شد ، مسئلهء ديگرى كه تاريخ 1269 را به عنوان تاريخ شروع خدمت ابراهيم خان غيرمحتمل به نظر مىرساند مسئلهء سن ابراهيم خان است ، چه بنا به روايات خانوادگى ابراهيم خان به هنگام وفات در 1301 ه . ق . كمى بيش از شصت سال از سنش مىگذشت ، بنابراين در 1269 حدود سى سال داشته كه براى شروع خدمت نظامى حتى در اين دور و زمان نيز ، كه متوسط عمر بالا رفته است ، سن بالايى است ، چه رسد به يكصد و چهل و اندى سال پيش كه مردان در سنين نوزده و بيست مردان كاملى شمرده مىشدند . اگر ابراهيم خان در 1266 وارد خدمت شده باشد ، حدود بيست و شش يا بيست و هفت سال داشته است كه هرچند باز به نظر دير مىرسد ، اما از 1269 محتمل‌تر است . بعيد نيست كه شروع خدمت ابراهيم خان قبل از آن تاريخ و در بم يا نرماشير بوده است و در 1266 مأمور بلوچستان گرديده . ( 321 ) - از جملهء اين داستانها ماجرايى است كه گويا در زمان حكومت كوتاه مدت غلامرضا خان شهاب الملك ( 96 - 1295 ) - در كرمان اتفاق افتاده است . گويا قسط ماليات بلوچستان مدتى به تأخير مىافتد . محصلين حاكم به بم آمده و چون سعد الدوله در بلوچستان بوده است حاجى على محمد از بستگان نزديك سعد الدوله را كه تاجرى ثروتمند بوده است با خود به كرمان مىبرند ، بىآنكه از علت واقعى جريان او را باخبر كنند . تاجر معتبر و بستهء نزديك سعد الدوله را كه تنها در صورت مرگ يا مورد غضب قرار گرفتن سعد الدوله چنين رفتارى را با خود ممكن مىپنداشت ، در كرمان به حضور حاكم مىبرند و حاكم لب به سخن مىگشايد كه : « حاجى ، خبر بدى برايت دارم ! » حاجى على محمد به ميان سخن حاكم مىدود كه : « - اول به من بگو ابراهيم خان زنده است يا نه ؟ » و چون حاكم وى را از سلامت ابراهيم خان مطمئن مىسازد ، نفسى به راحتى كشيده و با اعتماد به نفس بازيافته مىگويد : « - خدا را شكر ، ديگر هيچ خبرى نمىتواند بد باشد ! » و آنگاه وقتى كه حاكم ماجرا را براى او روشن كرده و مىگويد چون فعلا به ابراهيم خان دسترسى نيست حاجى على محمد كه گويا مقدارى پول از ابراهيم خان براى تجارت سپرده به او بود ، بايد قسط ماليات را تأديه كند . حاجى با بىاعتنائى مىگويد : « - مال چه ارزشى دارد ؟ جان همهء بهزاديها متعلق به ابراهيم خان است ! » و سپس با مهلت چند روزه‌اى به بم بازگشته و در ظرف مدت كوتاهى قسط معوقهء مالياتى را از بين تمام افراد طايفهء بهزادى جمع مىكند و به ديوان مىپردازد ، بدون آنكه ابراهيم خان را در بلوچستان از ماوقع آگاه كند . ابراهيم خان پس از مدتى و پس از عزل شهاب الملك ( آصف الدولهء بعدى ) از حكومت و عزيمتش به تهران به بم بازمىگردد و از جريان آگاه مىشود و قسط ماليات را كه از بلوچستان آورده و قرار بود به كرمان بفرستد ، به