عبد الرضا سالار بهزادى
119
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
را درك كرده و به خاطر آنكه قبل از وقت موضع خود را روشن كرده باشد تا انگليس با توجه به حدود تحمل ايران حدود قلمرو دولت افغانستان را مشخص سازد ، به ايستويك ، « بطور ساده » ، مىگويد : « سيستان متعلق به افغانستان نيست و تصرف سيستان از طرف افغانستان اسباب خطر براى ايالات شرقى ايران فراهم خواهد نمود » . 210 مقارن همان احوال مسئلهء ديگرى نيز توجه و تلاش سفارت انگليس را در تهران به خود معطوف داشته بود و در اين مسئله نيز مأمورين انگليسى با مقاومت و عدم همكارى دولت ايران مواجه بودند . اين مسئله اجازهء داير كردن خطوط تلگراف در ايران بود . انقلاب هندوستان و خطرى كه در آن مقطع تاريخى متوجهء امپراتورى بريتانيا شد ، اثرات و نتايج عميق و پايدارى در منطقه و در ايران برجاى گذارد . از جمله مهمّترين اين آثار ارتباط تلگرافى هندوستان با اروپا و با انگليس و در نتيجه كشيده شدن خطوط تلگراف در ايران بود . بعد از انقلاب هندوستان ، انگلستان لزوم برقرارى ارتباط تلگرافى بين لندن و هندوستان را بشدّت احساس مىكرد . لرد جرج كرزن ( Lord George Curzon ) در ايران و قضيهء ايران مىنويسد : « بنابر علاقهء خاصى نبوده است كه ايران به وسيلهء تلگراف با اروپا مربوط بشود و هيچگونه قصد و خيال مستقيم هم در كار نبوده است كه اين كشور را از بركاتى برخوردار سازد كه در اثر اين اختراع جديد قلمرو همايونى را نصيب و سبب اولين پيشنهادى شود كه در نتيجهء آن حدود غربى ايران به وسيلهء رشتههاى سيم تلگراف با خليج فارس ارتباط يابد . در واقع وضع جغرافيايى ايران باعث برخوردارى از اين وسيلهء نافع و به زودى مورد توجه و علاقه فراوان شد . اگر اين سرزمين بين راه انگلستان و هند واقع نشده بود ناگزير مىنمود كه دير زمانى در انتظار بماند تا فشارى از خارجه وارد و به چنين اقدام انقلابى حيرتانگيز مبادرت شود . هنگام طغيان معروف هند ضرورت ارتباط تلگرافى مستقيم با هندوستان شديدا و به وجه روزافزون در انگلستان محسوس افتاد . در آن موقع بين ارسال و دريافت يك پيام تقريبا سه ماه طول مىكشيد » . 211 دولت انگليس مىخواست اجازهء كشيدن خطى از كراچى به بصره و فاو و از آنجا تا بغداد از طريق سواحل مكران و بخشى از آن از زير دريا را به دست آورد . اقدامات مأمورين مختلف انگليس از جمله سرهنگ دوم پاتريك استوارت ( Lieut . Col . P . Stewart ) ، از مأمورين برجستهء تلگراف انگليس و نيز آليسون وزيرمختار انگليس در تهران بىنتيجه مانده بود . اولياى دولت ايران به هيچ عنوان نمىخواستند پاى مأمورين انگليسى به نقاط دورافتادهء مملكت ، بخصوص نواحى جنوب و بهويژه در ميان طوايف بلوچستان باز شود . حاكميت ايران در نقاط مختلف بلوچستان هنوز سئوال برانگيز و نامستحكم بود و تازه چند سالى بود كه ابراهيم خان بمى به اعمال مقتدرانهء حاكميت ايران در آن نواحى به طور مستمر مشغول شده بود و از سوى ديگر اولياى دولت ايران انگليس را به حق داراى نقشههاى معين براى آن حدود كه به مرز هندوستان نزديك بود مىپنداشتند . حضور مأمورين انگليسى به صورت دائم و رسمى به عنوان كارمندان و كاركنان سيم تلگراف در ميان