عبد الرضا سالار بهزادى
117
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
آزاد و بىقيدوبند برمىآيد ، نه وزارت خارجه در لندن كه زنجير مقررات و قوانين انگليسى دست و پاى آن را بسته است . 201 به نوشتهء رالينسون شاه از احضار وى « فوق العاده اظهار نگرانى نمود » . رالينسون دربارهء نگرانى شاه مىنويسد : « . . . چونكه پارتى طرفدار روسها ذهن شاه را مشوب كرده بودند كه احضار من در اثر تغيير سياست دولت انگليس نسبت به ايران مىباشد ؛ ولى بيانات من خيالات شاه را كاملا تغيير داده ، در عوض يك نوع صميميت ايجاد نمود . . . » 202 در حقيقت نيز نگرانى شاه بىمورد بود ، زيرا پس از امضاى معاهدهء پاريس و انجام آنچه كه انگلستان از آغاز قرن نوزدهم در پى آن بود و از 1815 پايان كار ناپلئون محور اصلى سياست انگليس در ايران و در آسياى مركزى را تشكيل مىداد ، يعنى قطع يد ايران از هرات و افغانستان و صرفنظر كردن رسمى دولت ايران از كليهء دعاوى خود در آن قسمت ، اينك به نظر مىرسيد كه سياست انگليس بر ملايمت و اخذ امتيازات از دولت ايران به رفق و مدارا قرار گرفته بود . دولت ايران نيز با تجربههاى پنجاه شصت سال اخير چنان چشمش از دو همسايهء قدرتمند خود - روس و انگليس - ترسيده بود كه سعى مىكرد بهانهاى به دست هيچ يك از آنها براى جنگ و ستيزى ديگربار ندهد . سال 1859 / 76 - 1275 شاهد دو واقعهء مهم ديگر نيز بود . در اين سال انگليس سرانجام توانست انقلاب استقلالطلبانهء هندوستان را بطور كامل سركوب كند . بعد از استقرار مجدد آرامش در هندوستان دولت انگليس تصميم گرفت پس از دويست سال زمام حكومت هندوستان را از دست كمپانى هند شرقى خارج ساخته و خود دولت راسا و مستقيما با انتصاب نايب السلطنهاى و اختصاص وزارتخانه و وزيرى براى امور هندوستان در كابينهء دولت انگليس ، امر حكومت منبع اصلى ثروت و سيادت انگلستان را در دست بگيرد . واقعهء مهم ديگر در 1859 سركوب كامل و نهايى قيام بيست و پنج سالهء شيخ شامل در داغستان قفقاز توسط ارتش تزارى و اسارت شيخ شامل بود . شيخ شامل بعد از آنكه روسها داغستان را از كف ايران خارج ساختند از اواسط دههء 1830 / اواخر دههء 1240 هجرى به قيام بر عليه سلطهء روسيه در قفقاز برخاست و با استقرار در قلّهها و مناطق تقريبا غير قابل نفوذ كوههاى قفقاز و اقدام به جنگ و مبارزه با سپاهيان روسى از آن پايگاهها ، ارتش قدرتمند روسيهء تزارى را به مدت بيست و پنج سال عاجز كرده بود . خبر سركوبى نهايى شيخ شامل و اسارت وى در 1859 / 1276 در محافل انگليسى با اهميت فراوان تلقى شد ، چرا كه تا آن تاريخ شيخ شامل به عنوان يكى از موانع عمده بر سر راه پيشروى قشون تزارى در شرق محسوب مىشد . اين امر تنها به خاطر قدرت نظامى بالفعل شيخ و توانايى وى در سد كردن راه عبور سپاهيان تزارى در كوههاى قفقاز نبود ، بلكه بيشتر حسابى كه انگليس روى شيخ مىكرد بر اين مبنا بود كه در هرزمانى دولت انگليس در صورت اقتضاء مىتوانست با رساندن كمك مالى و تسليحاتى به وى ، قيام او را به صورت شورشى گسترده در منطقهء قفقاز درآورده ، توجه پترزبورگ را از هرمسئلهء ديگرى سلب نمايد .