عبد الرضا سالار بهزادى
106
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
بوده و سفارت فعالى در آنجا مقيم بود جهت نه تنها كسب اجازهء عبور قشون روسى ، بلكه تأمين آذوقهء آن سپاه عظيم به وقت لزوم به مراتب ارزانتر و عملىتر از فتح آن سرزمينهاى ناشناس و سعى در گذراندن آن سپاه عظيم از ميان آنها بود و بسيار مهمتر از آن وقتى كه دولتى دوست و همدل در تهران بر سرير قدرت بود ، لزومى به مداخلهء علنى و مستقيم روسيه نبوده و تهديد لازم مىتوانست توسط ايران به عمل آيد . در وطندوستى و نيّت خير و صادقانهء ميرزا تقى خان اميركبير جاى شك و شبهه نيست ، امّا شايد بتوان دوران صدرات امير و مخصوصا سياست شرقى وى را از موارد بسيار معدود و نادر تطابق منافع ايران با خواستها و منافع ژئوپلتيك امپراتورى تزارى دانست . عزل ( محرم 1268 ) و قتل ( ربيع الاول 1268 ) امير تمامى بناى رفيعى را كه او پى افكنده بود از پايه ويران كرد . اصول سياسى و مملكتدارى و ديپلوماسى ديگرى بر دولت ايران حاكم شد كه نه تنها با اصول ميرزا تقىخانى در تناقض كامل بود ، بلكه حتى با اصول عصر جهل و خرافهء حاجى ميرزا آقاسى نيز تفاوت داشت . اينك با صدارت ميرزا آقا خان نورى از دستگاه دولت ايران بوى حاكميت بلامعارض انگليس به مشام مىرسيد . ميرزا آقا خان نورى وزير لشكر كه در زمان محمد شاه به علت مخالفت با حاجى بهويژه در جريان محاصرهء هرات به كاشان تبعيد شده بود ، پس از شنيدن خبر مرگ محمد شاه و پيش از رسيدن ناصر الدين شاه به تهران خودسرانه به پايتخت آمد و به محض ورود ابتدا به سفارت دولت فخيمه رفت و سپس به حضور مهد عليا مادر ناصر الدين شاه كه تا رسيدن فرزند خود به تهران امور را با صلاحديد سفارت انگليس در يد قدرت خود گرفته بود . در دوران توطئهچينى و دسيسه بر عليه امير كه مهد عليا و شيل وزيرمختار انگليس در قلب مركز توطئه نشسته بودند ، ميرزا آقا خان كه مىگفتند تبعهء دولت انگليس است از مشاوران ، دستياران ، و عوامل عمدهء مهد عليا و وزيرمختار به شمار مىرفت . وقتى كه توطئهگران سرانجام توانستند فرمان عزل امير را بگيرند ، بر همه محرز و مسلم بود كه جانشين وى جز ميرزا آقا خان نمىتوانست باشد . صدراعظم جديد كه لقب اعتماد الدوله يافت ، قبول مسند صدارت را منوط به دو شرط ساخت : اوّل قتل امير و دوّم امان نامهاى از شاه كه هرزمان و به هرعلتى كه خود وى - ميرزا آقا خان - معزول شود جانش در امان باشد . شاه ، سرانجام هردو شرط را پذيرفت . اينك زمان خدمت به شيل صاحب فرارسيده بود . چنان كه قبلا اشاره شد عليرغم نظريات جديد وزارت خارجهء انگليس در مورد هرات ، شخص وزيرمختار بر اين عقيده بود كه ذرّهاى از اهميت استراتژيك هرات براى دفاع از هندوستان كاسته نشده بود و هرات به هيچ عنوان نمىبايست در اختيار دولت ايران قرار گيرد . مسئلهء هرات در سالهاى صدارت ميرزا تقى خان خواب راحت شيل را آشفته ساخته بود . خون امير كه ريخت لحن شيل نيز در مكاتباتش با صدراعظم ايران عوض شد . به اعتماد الدوله نوشت كه صيد محمد خان آدم بىقابليتى است و اگر بهانهء دولت ايران در فرستادن قشون به حدود هرات ، يعنى حفظ نظم سرحدات شرقى پايهاى داشته باشد باز كهندل خان و