عبد الرضا سالار بهزادى

101

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

سياست دوستانهء دولت تزارى آنچنان مطمئن بود كه حداقل در آتيهء نزديك تهديدى از سوى روسيه متوجهء مرزهاى هندوستان نمىديد . دولت روسيه نيز سعى در جلب اعتماد و دوستى انگلستان داشت و به عنوان نشانه‌اى از اين دوستى پرنس دالگوركى وزيرمختار وقت دولت تزارى در تهران به دولت ايران نصيحت كرد كه از دخل و تصرف در امور هرات اجتناب نمايد . 160 سياست جديد دولت انگلستان در مورد هرات و افغانستان سخت مورد مخالفت شيل وزيرمختار آن كشور در تهران بود و او از هرفرصتى در ضمن گزارش‌هاى خود به لندن جهت اصرار در لزوم تجديد نظر در اين سياست استفاده مىكرد . امّا اميركبير در اين دوران بدون توسل به نيروى نظامى تقريبا تمامى افغانستان را زير نفوذ دولت ايران درآورده بود . اين نفوذ به‌ويژه در هرات و قندهار نه به مثابه نفوذ دولتى بيگانه در مملكتى همسايه كه رابطهء پايتخت و دولتى با دو ايالت داخلى آن مملكت و اجراى حق حاكميت دولت در آن ايالات بود . در هرات يار محمد خان خود را منصوب و كارگزار تهران قلمداد مىكرد . در فرمانى كه در محرم سال 1265 از طرف شاه ، همراه با شمشيرى مرصع ، به عنوان يار محمّد خان « صاحب‌اختيار دار السلام هرات و مضافات و متوجهات » جهت تشويق وى براى خدماتى كه ضمن عريضهء خود به شاه گزارش كرده بود ارسال شد ، همان لحن و عبارتى كه در فرمان‌هاى خطاب به ديگر حكّام داخلى به كار مىرفت بدون كم و زياد به كار گرفته شده بود . 161 با احالهء مأموريتهاى مهمّ و متعدد از سوى شاه و امير به يار محمّد خان ، مخصوصا در جريان فتنهء سالار در خراسان و سعى و جديت وى در انجام هرچه بهتر اين مأموريتها مانند رهانيدن حمزه ميرزا حشمت الدوله از محاصرهء سالار و كمك به الحاق اردوى سلطان مراد ميرزا به اردوى حمزه ميرزا ، سركوبى اشرار بلوچ در سيستان و همكارى وى با سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه در لشكركشى به سرخس و كلات و سركوبى اشرار تركمن و با اعطاى لقب ظهير الدوله از سوى شاه به يار محمد خان ، روز به روز يار محمد خان بيشتر و بيشتر به صورت يكى از حكّام ايرانى و هرات به صورت يكى از ولايات تابع حكومت خراسان درمىآمد . در حقيقت هرات در سازمان حكومتى خراسان ادغام شده بود . اصول نظامى جديد در هرات برقرار گرديد و پنج هنگ با تشكيلات قشونى ايران كه سلاح و مهمّات آنها از قورخانهء مشهد ارسال مىگشت در آنجا ترتيب داده شد ، و سربازان هراتى كه ابتدا از پوشيدن لباس نظام اتريشى كه به صورت لباس رسمى متحد الشكل قشون ايران درآمده بود و تراشيدن ريش كه براى سربازان ايرانى در نظام جديد اجبارى شده بود امتناع مىكردند وقتى يار محمد خان را با ريش تراشيده در اونيفورم نظامى ايران ديدند از وى تبعيت نمودند . شيل در گزارش خود به لندن ضمن ترجمهء خبر مأموريت يار محمّد خان در دفع اشرار بلوچ در سيستان از روزنامهء وقايع اتفاقيه مىنويسد : « نام يار محمّد خان به شيوه‌اى برده شده كه تبعهء دولت ايران است . اين معنى نشانه‌اى است از اينكه هرآينه دولت دست يابد تسلط خود را بر هرات برقرار خواهد نمود » . 162