عبد الرضا سالار بهزادى

102

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

امير با يارمحمد خان بر خلاف رويهء معمول خودش كه با حكام مكاتبهء خصوصى نداشت ، نامه‌نگارى خصوصى برقرار نموده بود و اين جزوى از سياست وى مبنى بر انضمام عملى هرات به خراسان از راه تحبيب يارمحمد خان بود . يارمحمد خان در راه بازگشت از مأموريت سيستان بيمار شد و در شعبان سال 1267 وفات يافت . پسرش صيد محمد خان ضمن گزارش مرگ پدر ، فرمانبردارى خود را از دولت ايران به حسام السلطنه و امير اطلاع داد . از طرف دولت ايران فرمان سردارى و حكومت هرات به نام صيد محمد خان صادر گشت و اندكى بعد شاه وى را به لقب پدرش « ظهير الدوله » ملقب ساخت . صيد محمّد خان در نامه‌اى به امير نوشت : « تا زمانى كه اين روان در جويبار بدن جارى و روان باشد در طريقهء جان‌نثارى خوددارى نخواهد كرد . » 164 و در عريضه‌اى به شاه خاطرنشان ساخت كه : « چون مرحوم ظهير الدوله خدمتكار و غلام هم خدمتكار دولت مىباشم ، نوكر و رعيت و غلام و همهء ولايت ، همه تعلق به دولت ابد مدت ايران دارد . . . از مرحمت ملوكانه نظام كار غلام ولايت از خود قبلهء عالم مىباشد . » 165 بزرگان هرات نيز نامه‌هايى مبنى بر عرض بندگى و خدمتگزارى به شاه نوشتند و شيخ الاسلام ملا فيض اللّه و قاضى محمد عثمان نيز طى نامهء مشتركى به شاه استدعا كردند هرات را از ساير ممالك محروسه جدا ندانند . 166 اينك در سايهء سياست امير ، هرات عملا به صورت ولايتى از ايالت خراسان درآمده بود و نفوذ انگلستان در آنجا تا بدان حد تقليل يافته بود كه شيل خبر مرگ يارمحمد خان را سه روز پس از آنكه خبر به دربار تهران رسيد ، در ديدارى خصوصى از فرهاد ميرزا - معتمد الدولهء بعدى - عموى شاه شنيد . امير آنچنان چشم رجال تهران را در مورد تماس با سفارتخانه‌ها ترسانده بود كه شيل در گزارش خود به لندن در مورد دريافت خبر مرگ يارمحمّد خان از فرهاد ميرزا مىنويسد : « امّا [ شاهزاده ] تمنى كرد مبادا در اين‌باره سخنى با امير نظام بگويم ، زيرا شاهزاده مورد بدگمانى واقع مىگرديد و عامل رساندن خبر به سفارت شناخته مىشد » . 167 فرهاد ميرزا - معتمد الدولهء بعد - كه روابط بسيار نزديكى با سفارت انگليس داشت ، 168 پنج روز پس از رساندن خبر نخست به وزيرمختار اطلاع مىدهد كه مراد ميرزا حسام السلطنه حاكم خراسان در حال اردوكشى به سوى مقصد نامعلومى است . 169 شيل ناراضى از دستور العملهاى لندن در مورد سياست جديد انگلستان نسبت به هرات ناخشنود و با احساس باختن قافيه در برابر سياست امير در هرات ، گيج و سردرگم در مورد اهداف امير و دولت ايران در هرات از خبر حركت اردوى حسام السلطنه سخت دچار تشويش و اضطراب مىشود ، چه مسلّم مىپندارد كه حاكم خراسان عزم تسخير نظامى هرات را دارد . وزيرمختار شبانه به ديدن امير مىرود و ضمن اشاره به اخبار خراسان اعلام مىدارد كه : « رويهء دولت انگلستان نسبت به هرات تغييرى نيافته و تن به مداخلهء [ ايران ] در آنجا نخواهد داد و اين لشكرآرائى حسام السلطنه آثار سوئى بارخواهد آورد . » عليرغم اطمينان‌بخشيهاى امير در مورد اينكه