أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

262

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

دچار اشتباهاتى سخيف شده ، و عباراتى بىخود نوشته ، و مطالبى دور از مآخذ و نصوص تاريخ آورده است . و استنباطاتى غلط عرضه داشته است . متأسفانه مترجمان فارسى اين گونه كتب نيز ، در اين موارد ، هيچ پا نوشتى نمىافزايند ، گويى اين مترجمان ، هيچ تعهدى و مسئوليتى نشناسند ؟ ! - در نوع كتب مستشرقين « 1 » نيز ( مخصوصا مبشران و كشيشان ) و از جمله دائرة المعارف الاسلاميه ، در اين گونه مسائل ، همينسان اشتباهاتى و بلكه اعمال غرضهايى روى داده است ، كه به هر بابت ، جنايت به علم و تاريخ و ارزشهاى بشرى است ، و ميرانندهء روح حماسه است در نسلها ، و به هيچ گونه قابل چشم پوشى و اغماض نيست . از باب نمونه ، شرح حال امام حسن مجتبى عليه السلام ، در دائرة المعارف الاسلاميه ، با كتاب « صلح الحسن » - تأليف علامه شيخ راضى آل ياسين - مقايسه شود ، يا نوشتهء همين مؤلف سبك نويس ، در مورد امام مجتبى ، با كتاب « حياة الامام الحسن » - تأليف باقر شريف القرشى - يا آنچه دربارهء مبدأ تشيع ، اين گونه كسان ، گفته‌اند ، با « الغدير » و « عبقات الانوار » و « المراجعات » و « اصل الشيعة و اصولها » « عبد اللّه بن سبا » و . . . ( 212 ) 164 / 12 : ثمامه - ( م 213 ) ابو معن ثمامة بن اشرس نميرى . از بزرگان معتزله و يكى از فصيحان و بليغان روزگار بود . با رشيد و مأمون پيوستگى داشت . مأمون وزيرى خود به او داد و او نپذيرفت . جاحظ خوش بيانى و بلاغتش را ستوده است . مؤلفان از او نوادر و ظرايفى نقل كرده‌اند . ثمامه دارى آراى خاصى بود و پيروانش را ثماميه گويند . رك : الاعلام ، ج 2 ص 86 و خطط ، ج 2 ص 347 و لسان الميزان ، ج 2 ص 83 و ميزان الاعتدال ، ج 1 ص 173 ، و البيان و التبيين ، ج 1 ص 61 .

--> ( 1 ) - خاورشناسان ، تنها متد بحث و روش كارشان جالب است ، كه بايد محققان خودى با آن آشنا شوند ، چنان كه برخى شده‌اند ، اما استنباطات و اظهار نظرهاشان ، اكثر ، دور است از درك كنهى و جوهرى ، سواى مواردى كه غرض آلود است و طرارانه ، بخصوص به هنگام سخن گفتن دربارهء دقايق و لطايف زبان و اشعار ، ( چه در عربى چه فارسى ) يا دربارهء فهم و هضم معارف اسلامى و جريانات تاريخى اسلام . و گاه مىشود كه قسمتهاى بى ارزش را اهميت مىدهند و آنچه را ارجمند است ناديده مىانگارند ( مانند قلم كذاب و خائن اب لامنس - مثلا ) تا نسلهاى جهان نسبت به اسلام و ارزشهاى آن ، انحراف يابند و اغفال شوند ، و در نتيجه اينان ، به غرض از مأموريت خويش برسند ، يعنى تخريب وجههء مذهب زندگيساز بردگى سوز استعمار شكن .