أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

249

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

خوارزمى مىگويد : سكه محلى است كه پيكهاى آماده در آن منزل مىكنند ( يا - مخانه ) از قبيل رباط يا قبه يا خانه يا امثال آن . نيز در مفاتيح العلوم ( ذيل بريد ) گويد : فاصلهء ميان هر دو سكه در حدود دو فرسخ است . مفاتيح العلوم ، ص 42 . دربارهء بريد ، در دائرة المعارف اسلام ( به نقل از حواشى برهان قاطع آقاى دكتر معين ) گويد : بريد به فتح اول ، ظاهرا اصل آن از كلمهء لاتينى Veredus گرفته شده ، به معنى چارپاى ، چاپار و اسب چاپار ، و سپس به معناى پيك ، بعدها به اداره و دستگاه چاپار و عاقبت بر منزلى كه بين دو مركز چاپار است اطلاق گرديد . و اين منزل در بلاد ايران دو فرسنگ سه ميلى ، و در ممالك غربى اسلامى چهار فرسنگ سه ميلى است . اكنون به دست مىآيد كه سكه ( اگر به معناى مسافت باشد ) در حدود دو فرسخ است . مگر سخن از بلاد غربى اسلام باشد و تعيين مسافت آنها كه بنا به گفتهء دائرة المعارف بايد آن را چهار فرسخ سه ميلى دانست . ( 186 ) 130 / 12 : قالَ أَ رَأَيْتَ . . . - قسمتى است از آغاز آيهء 63 ، سورهء 18 « كهف » ، همهء آيه ، قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ ، وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ ، وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً - گفت : آيا ديدى چون نشستيم به سوى سنگ ، پس به تحقيق من فراموش كردم ماهى را و نه از ياد برد مرا ، آن را ، مگر ديو ، كه ياد كنم او را ، و گرفت راه خود را در دريا ، عجبى را » . رك : ابو الفتوح ، ج 3 ، ص 423 . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 479 به بعد . الدر المنثور ، ج 4 ، ص 238 به بعد . در متن ( ص 287 ) از آغاز آيه كلمهء « قال » افتاده است ( 187 ) 131 / 5 : مسلحه - با فتح ميم و سكون سين و فتح لام . زمخشرى گويد : ( مقدمة الادب ) شمشير يا نيزه‌داران . مردمان با ساز و برگ نبرد . مردان شمشير زن . ( جمع مسالح ابن الفقيه خود ( ص 304 متن چاپى ) در شرح مسلحه گويد : « در هر مسلحه‌اى از دويست مرد تا هزار مرد هست . » پس مسلحه يعنى جايگاه سلاحداران جايگاهى كه در آن از دويست تا هزار مرد شمشيردار ، يا نيزه‌دار ، براى مأموريت ثغرى و امثال آن ، مىمانده‌اند . ( 188 ) 133 / 19 : سگ ماهيى - عبارت متن ( ص 291 ) چنين است : فبينا هم كذلك اذ بعث اللّه ، جل و عز ، بقرش سمكة اعظم من التنين » : نسخه بدلى دخويه مىدهد كه در جاى « بقرش » ، « تقدس » است . قرش را در « حيوة الحيوان ، با كسر قاف و سكون راء ضبط كرده است و گويد : جانورى بزرگ است از جانوران دريا كه كشتيها را از رفتن باز دارد و آنها را براند تا واژگون كند و بشكند . در برخى