أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

239

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

در زبان عربى ضرب المثلى هست كه : اذا كان الغراب دليل قوم * فناووس المجوس لهم مقام « 1 » و شاعر ايرانى ، در ترجمهء بيت « ناووس » را « دخمه » آورده كه صحيح‌تر است : هر كه را رهبرى كلاغ كند * عاقبت دل به دخمه داغ كند راهنماى كتاب ، سال 11 ، شمارهء 9 ص 518 با ذكر اين مطلب ، بايد ياد آور شد كه در مورد متن ، بايد همان گور ترجمه مىشد و شايد نيز بتوان گفت ، دخمهء آهو . در بعضى فرهنگها آمده است : ناووس : گورستان مجوس . ( 162 ) 90 / 22 : بپيوست - اين كلمه در برابر صك ( به صيغهء ماضى ) كه در بيت آمده است گذاشته شد . نيز در ترجمهء بيت سوم اين قطعه : بپيوند ، ترجمهء صك ( به صيغهء امر ) است . بايد دانست كه صك به معناى پيوست نيست ، بلكه به معناى زدن سخت و تپانچه زدند است . زمخشرى گويد : صك وجهه : بزد رويش را ، بزد برويش . ( مقدمة الادب ) ليكن در اينجا به مناسبت متن منثور قصه ( ص 256 متن ) كه « خاط » آمده است و به معناى دوختن ( و در قصه ، به هم دوختن ) است ، به معناى پيوستن گرفته شد . و شايد تصحيف « سك » با سين باشد كه به معناى كندن گوش است از بن : چنان كه در قطعهء ديگرى كه از شاعرى ديگر ، در همين داستان نقل شده است « سكا » با سين آمده است . ( 163 ) 91 / 1 : چنان نديده است - روايت بيت در متن ( ص 257 ) . « و لا رأى ملكا » است و ظاهرا بايد « و لا رأى ملك » باشد و ملك فاعل رأى . به قرينهء معنى و بيت بعد : « و لا رأى اردشير الفارسى . . . » البته بقيهء اين قطعه ( و بلكه قصيده ) در دست نبود ، تا كاملا تركيب بيت ، با تناسب ابيات قبل از آن ، معلوم شود . - نهاوند ( 164 ) 93 / 11 و 12 : خراج و جزيه - خراج آن است كه از اراضى و جزيه آن است كه از افراد گرفته شود . ماوردى گويد : اما الجزية فهى موضوعة على الرءوس ، و اسمها مشتق من الجزاء : اما جزاء على كفرهم لاخذها منهم صغارا ، و اما جزاء على اماننا لهم لاخذها منهم رفقا . و اما الخراج فهو موضوع على رقاب الارض .

--> ( 1 ) - اين بيت در بعضى از مجاميع ادب چنين نيز ضبط شده است : اذا كان الغراب دليل قوم * يمر بهم الى جيف الكلار