أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
238
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
ه ق . حصن كنونى فارس روى بقاياى مناره به امر قائت بيك ساخته شده است . آيينهء اسكندرى ، در حقيقت ، آيينهء اسكندريه است ، يعنى آيينهاى كه بر فراز منارهء شهر اسكندريه نصب كرده بودند . بعدها به مناسبت آنكه بنياد نهادن شهر اسكندريه و منارهء آن را به اسكندر مقدونى نسبت مىدادند ، آيينه را نيز به دو انتساب دادند . ( 159 ) 88 / 19 : ستون عين شمس - در شهر عين شمس به ديار مصر ، گروه جن به فرمان سليمان عليه السلام ، منارهء مربع از سنگ رخام سرخ منقط به سواد [ ساختند كه ] در بلندى برتر از صد گز باشد . و برو شكل سه آدمى از مس . . . نزهه ، 291 ( 160 ) 88 / 19 : هرمين - هرمين ، دو بناست بر سر كوهى نهاده به نزديكى فسطاط ، و ملاط وى از جوهرى است كه هيچ چيز بر وى كار نكند . و هر يكى را از وى چهار صد ارش درازا است اندر چهار صد ارش پهنا ، اندر چهار صد ارش بلندى . و اندر ميان وى خانهاست كرده ، و مر او را يكى در است تنگ . و اين بنا هرمس كرده است . پيش از طوفان ، چون بدانست كى طوفان همى خواهد بود . از بهر آن كرد تا آب او را زيان نتواند كرد و بر اين بنا به تازى نوشته است : « بنيناها بقدرة فمن أراد أن يعلم كيف بنيناها فليخربها » تفسيرش ، بنا كرديم اين را به توانايى و هر كه خواهد كى بداند كى چونش بنا كرديم گو ويران بكن آن را . و بر اين هرمين بسيارى علم به روى كنده است از طب و نجوم و هندسه و فلسفه . حدود ص 176 نيز : مسالك الابصار ، ص 235 به بعد . ( 161 ) 89 / 17 : ناووس - ناووس ، به معناى سنگى تراشيده است كه در درون آن كالبد مىگذارند و از اين رو ، ناووس الظبيه « گور آهو » ترجمه شد . در كتاب « مجمل التواريخ و القصص » نيز چنين آمده است : باب الثانى و العشرون در ذكر حفاير و نواويس و دفينهء پيغمبران و پادشاهان و . . . ( ص 430 ) در اين باره مطلبى در « راهنماى كتاب » ذكر شده است ، در مقالهء آقاى ايرج وامقى ، كه مناسب است نقل شود : « . . . احتمال دارد كه « تابوت سنگى » ترجمهء كلمهء عربى « ناووس » باشد و ديدهام كه برخى ناووس را به اين صورت ترجمه كردهاند ( از آن جمله دانشمند فقيد مينورسكى در حواشى سفرنامهء ابو دلف - ترجمهء آقاى ابو الفضل طباطبائى ) و اگر اين حدس درست باشد بايد گفت كه « ناووس » را اعراب به « استودانها » ى زرتشتى اطلاق مىكردند . در اين استودانها كه معمولا در بلنديها و ارتفاعات ساخته مىشد ، مرده را در هواى آزاد مىگذاشتند . پرندگان لاشخور گوشت آن را مىخوردند و بعد استخوانها را درون دخمهاى مىريختند و