أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
196
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
انگليسى ، اين شهر در ده ميلى جنوب اسكآباد ( عشق آباد حاليه ) واقع بوده است . 2 - نسا ، واقع در ماد ، كه داريوش در كتيبهء بهستان از آن نام مىبرد . همين شهر است كه به داشتن اسبان نيك نژاد مشهور بوده است . 3 - نسا ، در بم . 4 - نسا در كرمان . 5 - نسا ، در فارس ، كه همان شهر بيضاء ( عهد اسلامى ) است . 6 - نسا ، در ميانه ( ميانك ) از شهرهاى خراسان . . . كه امروز آن را ميمند گويند ، در حوالى سرحد تركستان و افغانستان . نقل از حواشى برهان قاطع ، ص 2136 و مسالك و ممالك ص 112 ( 49 ) 16 / 13 : زومه - اين كلمه در متون عربى ، به صورت زم ( با ضم زاى و تشديد ميم - مفرد ) و زموم ( جمع ، چون سم و سموم ) به كار رفته است . مفاتيح العلوم ، ص 74 - 75 ، ابن فقيه ( متن ) 203 و 204 ، و ابن خردادبه ، 47 ليكن در ترجمهء اصطخرى « رم » آمده است و در فهرست لغات و تركيبات آن كتاب چنين است ، « رم كه جمع آن رموم آمده ، بر محل سكناى قبايل كرد كه در فارس چادرنشين و گوسفندچران بودهاند اطلاق گرديده و ظاهرا مرتبط با كلمهء فارسى « رمه » است . ياقوت مىنويسد كه اين كلمه از لغات اهل فارس است . در فارسنامهء ابن البلخى ( ص 168 ) و معجم البلدان ياقوت ، ذيل رم ، به همين شكل ضبط است . اما در بعضى از مآخذ ديگر ، به صورت « زم » نقل شده است ، مانند صورة الارض ابن حوقل ، چاپ كريمر ص 264 دخويه در جلد چهارم از سلسلهء متون جغرافيايى عربى ، زم را تصحيف رم مىداند ، مثل اردشير كه تصحيف اردشير است . ص 250 » . رك : ترجمهء مسالك و ممالك ، ص 281 ستون 1 . اما لسترنج مىگويد : « در ناحيهء كوهستانى فارس كه بعد به كوه گيلويه معروف گرديد ، پنج قبيلهء كرد سكنى اختيار كرده بودند ، كه به آنها زم كردها مىگفتند و در اين ناحيه در قرن چهارم « 1 » چراگاهها و مساكن آنها قرار داشت » . آنگاه در پايصفحه گويد : « زم در زبان كردى به معنى قبيله است ( و كتابت صحيح آن زومه است ) و اشتباها اغلب آن را زم نوشتهاند . به ترجمهء پرفسور دگويه ( دخويه ) از ابن خردادبه ، حاشيهء صفحهء 33 رجوع كنيد » ، سرزمينها ، 287 . بنا بر گفتهء لسترنج مىبايست در عربى ، جمع آن را
--> ( 1 ) - و با توجه به ابن خردادبه و ابن فقيه در قرن سوم نيز .