أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

177

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

شهرهاى سغد عبارت‌اند از : كرمانيه « 1 » و دبوسى « 2 » و سمرقند و سروشنه « 3 » و چاچ و نخشب [ و ] استوركت [ و ] انوذكت [ و ] و سام سرك [ و ] بنكت [ و ] نوكت [ و ] نوشكت [ و ] تونكت [ و ] نكت [ و ] سيج [ و ] برنمد « 4 » . گويند : هيچ شهرى در جهان ، پاكيزه‌تر و خوش آب و هواتر و خوش منظره‌تر از سمرقند نيست . حضين بن منذر رقاشى در تشبيه سمرقند گفته است : سمرقند از خرمى و سر سبزى چونان آسمان است . كاخهاى سر افراشته‌اش چونان ستارگان است . رود ميانش چونان كهكشان است و باروى گردش چونان خورشيد است . از سمرقند تا زامين هفده فرسنگ است . زامين جاى جدا شدن دو راه است ، راهى به چاچ و ترك و راهى به فرغانه . از زامين تا چاچ بيست و پنج فرسنگ است . از چاچ تا پنج هير - معدن نقره - هفت فرسنگ است . و تا باب الحديد ( درب آهنين ) دو ميل است . از چاچ تا بارجاخ چهل فرسنگ است . بارجاخ تپه‌اى بزرگ است كه گرداگرد آن هزار چشمه است كه به سوى خاور آن دشتها رود و بر كوب ناميده شود ، يعنى آب باژگونه « 5 » . شكار آنجا تذروهاى سياه است . از چاچ تا اسپيجاب بيست و دو فرسنگ است . از اسپيجاب تا جايگاه پادشاه كيماك هشتاد روز راه است كه مسافران در آن راه ، خوراك با خود ببرند . راه زامين به فرغانه [ بدين گونه است ] : از زامين تا سباط دو فرسنگ

--> ( 1 ) - در صفحهء 175 ، كرمينيه گذشت . ( 2 ) - در صفحهء 175 ، دبوسيه گذشت . ( 3 ) - همان اسروشنه است كه گذشت . ( 4 ) - در ضبط اين نامها ، در متون و نسخه بدلها ، بسى اختلاف است . رك : مقدسى ، ص 261 - 269 ( 5 ) - نسخهء عكسى ( ورق 167 ، ب ) : آن آب از مشرق به سوى مغرب آيد و آن را بركوب آب نامند . يعنى آب سرازير ، باژگونه .