أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
155
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
خراسان و رى و قومس و گرگان - نامه كرد . و او را به جنگيدن با مازيار فرمان داد . عبد اللّه ، حسن بن حسين را با مردان خراسان بفرستاد . معتصم نيز محمد بن ابراهيم بن مصعب را با گروهى از لشكريانى كه در حضور داشت بفرستاد . سپاهها چون در شهرهاى مازيار به هم رسيدند با او كارزار كردند . مازياربى هيچ عهد و پيمانى گرفتار شد ، و در سال 225 او را به سر من راى بردند و در حضور معتصم ، با تازيانه بس سخت زدند تا در گذشت و با بابك ، بر كنار بيشهاى در ميدان شرطه خانه به دار آويخته شد . طبرستان بدين گونه گشوده گشت و عبد اللّه بن طاهر و سپس طاهر بن عبد اللّه ولايت آنجا يافتند . پيش از اينكه خلافت به ابو جعفر منصور بالله برسد « 1 » چنان بود ، كه هر - گاه صاحب « 2 » طبرستان ، كاردار خراسان را كم توان مىديد ، سر به فرمان نمىداشت چون منصور خلافت يافت و ابو مسلم را كشت و آن كار كرد ، اسپهبد طبرستان را در دل بيم افتاد و به دو نامه نوشت و فرستاده فرستاد و فرمان پذيرفت و هديهها روانه كرد . سپس باز در روزگار منصور ، اسپهبد سر بر آورد و فرستادهء خويش را فرمود تا از دربار منصور باز گردد ، و از پيشكش فرستادن براى منصور دست بداشت . اين بود تا چون عبد الجبار بن عبد الرحمن بر منصور شوريدن گرفت . منصور ابو عون سرهنگ را با ابو الخصيب بر سر عبد الجبار فرستاد تا در خراسان گرفتارش كردند . منصور به ابو الخصيب نامه كرد و ولايت قومس و گرگان و طبرستان به دو داد و فرمود تا او از راه گرگان و ابو عون از راه قومس به طبرستان شوند . اين دو نيز خود وعده كردند تا از آن دو سوى ، پاى به آن سامان نهند . اسپهبد در آن هنگام در شهرى به نام اسپهبدان بود كه تا دريا دو ميل فاصله داشت . چون گزارش رسيدن سپاه به دو
--> ( 1 ) - عبارت متن در اينجا ( ص 309 س 17 و 18 ) اندكى مغشوش است . رك : نسخه عكسى ( ورق 153 ، ب ) . ( 2 ) - مقصود همان اسپهبد است .