أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
151
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
يافتند . سپس مازيار چنان آشكار كرد كه سر آن دارد تا با ديلم بجنگد و آن سامان را بگشايد و در آن منبرها نهد و مسجدها سازد . و خود در فريم منبرى نهاد . و بر اين گونه يك سال بگذاشت و به كار دار خراسان نامه كرد و خواست تا هزار شتر حامل ساز و برگ و خواربار براى جنگ ديلم فرستد . ديگر هيچ گمانى نمىبردند جز اينكه قصد ديلم دارد . به فرزندان شروين نيز نامه نوشت و خواست تا با او به در آيند . و امر كرد تا منبرى به ارم آورند . و فقيهى از ساريه خواست و مردم را فرمود تا گرد آيند . مردم گرد آمدند . فرزندان شروين نيز حاضر شدند . پس آن فقيه مردم را خطبه خواند و چون خطبه به انجام آورد فرمودش تا به ساريه باز گردد . و هر كس از فرزندان شروين و ديگران حاضر بود ، فرمود تا به سراى او آيند . آنان همه شادمان رفتند . چون به سراى مازيار رسيدند و طعام آوردند ، امر داد تا ساز و برگ آنان ستاندند و آن همه را كشتند . ديگر ديلم رفتن را باز هشت و به والى گرگان نوشت كه نيازيش به رفتن ديلم نيست . پس از اين هنگام ، به دو سال « 1 » ، سرهنگى با بيست هزار كس روانه كرد . و با آنها بيل و كلنگ همراه كرد . و سرهنگ را فرمود ، رود تا به ديلم رسد و گويد « 2 » : يا همه سر به فرمان من نهيد ، يا گروگان خود نزد من فرستيد ، و گر نه شما را بكشم و خانههاتان را از ريشه بر كنم . بدين گونه ديلميان سر به فرمانش نهادند و گروگانش فرستادند .
--> ( 1 ) - عبارت متن ( ص 306 ) : « ثم وجه بعد هذا الوقت بالسرى قائدا . . . ) و كلمهء « السرى » را در اينجا معنايى مناسب نيست . اين بود كه اين كلمه را از روى نسخهء عكسى ترجمه كرديم . نسخهء عكسى ( ورق 152 ، الف ) چنين است : « ثم وجه بعد هذا الوقت بالسنتين قائدا . . . » و احتمال تصحيف كاملا قوى است . ( 2 ) - در اينجا عبارت متن ( ص 306 ص 16 و 17 ) از نظر افعال اندكى مغشوش است . رك : نسخهء عكسى نيز . چنان كه « او » در سطر 17 ظاهرا درست نيست و بايد « و » باشد ، همان گونه كه در نسخهء عكسى هست و نيز سطر 18 مؤيد آن است .