أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

152

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

پس از اين آن زينهار يافتگان را فرمود تا از ايشان ده هزار مرد به در آيد و شهر رياسه را ويران كند . آنان اين كار كردند . اين زينهار يافتگان در روستايى بزرگ مىبودند به نام مزن . و عمر بن علا خود بدين جاى رسيده بود . و از اينجا واليان طبرستان با ديلمان مىجنگيدند « 1 » . و ايشان به ديلم و قزوين و باب الابواب و شهرهاى بابك پيوستگى داشتند . اين زينهار يافتگان اگر مسلمانان را نيرومند مىديدند با آنان بودند و اگر دشمن را نيرومند مىديدند با دشمن . پس از اينجا كوهى است كه به قزوين و شهرهاى بابك پيوندد و در حدود بيست فرسنگ است . و تا آنجا است كه واليان ديلمى و كارگزاران آنان رفته‌اند . و زان سوتر كس نرفته است تا گزارشى باز آرد . طبرستان را استوارى دژ و نگهبانى مرزبانان ، در پيش نيز ، همين سان بود كه هم اكنون هست . پادشاهان فارس همواره مردى بر آن به سرپرستى مىگماردند ، و او را اسپهبد مىناميدند . پيوسته همين گونه بود تا اسلام آمد . و ولايتهاى پيوسته به طبرستان بگشود . در اين هنگام صاحب طبرستان ، با اندك چيزى مصالحه مىكرد . مسلمانان به خاطر دشوارى و ناهموارى راه آنجا مىپذيرفتند . تا آنكه عثمان بن عفان ، سعيد بن عاص بن اميه را ، در سال 29 والى كوفه كرد . مرزبان طوس ، به او و به عبد اللّه بن عامر بن كريز - والى بصره - نامه كرد . و آنان را به خراسان خواند ، بدين پيمان كه هر يك پيروز شدند ، او را بر خراسان فرمانروايى دهند . ابن عامر زودتر به سوى خراسان رفت . سعيد از كوفه در آمد و به جهاد با طبرستان پرداخت . در اين جنگ حسن و حسين دو فرزند على ، عليه السلام ، با سعيد بودند . سعيد از شهرهاى طبرستان ، طميش و ناميه را گشود ، و با شاه گرگان بر پرداخت دويست هزار درهم بغليهء

--> ( 1 ) - عبارت متن ( ص 307 ) « تغزو » است از مادهء غزو ، كه البته غير از حرب است و مقصود جنگ مسلمين است با ديگران ( جهاد ) . ممكن است جايى ديگر ، تغزو را مطلق جنگ ترجمه كرده باشيم كه از قرينه مورد معلوم خواهد بود .