أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

150

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

در آيد . خراج آن بر آن جيره كه رشيد بست ، چهار صد و پنجاه هزار درهم است . والىنشين رويان ، شهر كجه ( كچه ) است . كوههاى رويان ، به كوهها و كشتزارهاى رى پيوسته است . و از سوى رى از همان راه كوهها به رويان شوند . ميان رى و شالوس هشت فرسنگ است . شالوس شهرى بود كه در يكى از مرزهاى ديلم افتاده است ، در سينهء دشمن * 204 ، و در آن منبر و مسجد است . در برابر آن ، روبروى كجه ، شهرى است كه آن را كبيره گويند . در آن نيز منبر است . از شهر شالوس تا شهر نو بنيادى « 1 » كه در ديلم واقع است « 1 » و مسجد و منبر دارد ، چهار فرسنگ است . دامنه‌هاى اين كوه به دريا پيوسته است و در آن زينهار يافتگانى زندگى كنند كه از عمر بن علا زينهار خواسته بودند . نيز در آن مردمى زيند با ديانت و گروش كه مسجدها ساخته‌اند . و شالوسيان از آنان همسر گرفته‌اند و بدانان همسر داده‌اند . آن سوى اينان ، مردمى از ديلم‌اند كه هرگز سر به فرمانى ننهاده‌اند . دهكده‌ها و كوههاى اينان به ارمينيه و باب الابواب پيوسته است . سپس دهكده‌اى است به نام مزن ، كه در آنجا واليان گرد آيند و از همان جاى با ديلم كارزار كنند . و چون مازيار بن قارن ، از كشتن عموهاى خويش و بزرگان فرزندان بنداسفجان « 2 » و سرهنگان ايشان فراغ يافت ، نتوانست فرزندان شروين بن شهريار را بكشد ، از بسيارى خواسته و مردانى كه داشتند . و هم از آن روى ، كه جايگاه شروين در كوههاى طبرستان بود از سوى قومس و ميان كوههاى شروين و كوههاى بنداد هرمزد و بنداسفجان ، جاده‌ها و تنگه‌هايى دشوار بود ، و كاروانهاى بازرگانى ، از همين جاده‌ها به بيرون طبرستان مىشدند . اين را بود كه مازيار ، به فرزندان شروين نيكى و بزرگداشت و علاقه نشان همى داد ، و هر گاه يكى از ايشان نزد او مىشد ، صله‌اش مىبخشيد و نيكوييش مىكرد و جامه‌اش در مىپوشانيد . تا با او خو گرفتند و به دو دل آرامى

--> ( 1 ) - كه آن را طالقان گويند . نسخهء عكسى ( ورق 151 ، ب ) . ( 2 ) - برادر بنداد هرمزد . نسخهء عكسى ( ورق 151 ، ب ) .