أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )

127

البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )

مروان بن محمد ، والى ارمينيه ، و چهارپايان يارانش بود . اين بود كه آنجا را ، قرية المراغه گفتند . سپس مردم ، لفظ قريه را بر داشتند و « المراغه » گفتند مراغيان آنجا را در حمايت مروان در آورده بودند . بدين گونه همراه ضياع بنى اميه گرفته شد و از آن يكى از دختران رشيد گشت . چون و جناء ازدى و صدقة بن على - مولاى ازد - دست به آشوب و تباهيگرى زدند ، خزيمة بن خازم ، در خلافت رشيد ، والى ارمينيه و آذربايجان شد . او با روى مراغه را ساخت و دژش را افراشت و آن را شهر كرد . و لشكرى انبوه در آن جاى داد . چون بابك در ارمينيه نمودار شد ، مردمان به مراغه پناه آوردند و در آن جاى كردند و به دژ نشستند . مرند ، دهكده‌اى كوچك بود . ابو البعيث براى آن ، بار و ساخت . سپس بعيث و سپس فرزندش محمد ، دژ آن را بر آوردند . محمد در آن كوشكى نيز بساخت . اما ارميه شهرى كهن است . مجوس پندارند كه پيامبرشان زردشت از آنجاست . صدقة بن على بر آن دست بيافت و در آن كوشكها بساخت . اما تبريز ، رواد ازدى بدانجاى فرود آمد ، سپس و جناء بن رواد . و در آن بنا كردند . و گرداگرد شهر بارو افراشتند . اين شد كه مردم نيز ، با و جنا ، به تبريز شدند و جاى گرفتند . ميانه و جيلبايا ، منزلگاه همدانيان است و خوره برزه از آن اوديان . تبزيز ديهى بود و كوشكى كهن و ويران داشت . مر بن عمرو موصلى طائى بدان جاى فرود آمد و بنا كرد . و او و فرزندانش در آنجا ساكن شدند . و زان پس مستقل از كاردار آذربايجان ، خود متصرف امور آن سامان شدند . در سراة جماعتى كندى از فرزندان آن كسان كه با اشعث بن قيس آمده بودند ، جاى دارند . مكحول شامى * 183 روايت كند و گويد : ارمنستان از همه جاى زمين زودتر ويران شود . پرسند : چه چيز آنجا را ويران كند ؟ گويد : سم ستوران ، گويى