المنسوب للإمام علي ( ع ) ( مترجم : مولانا شوقى قرن 9 ه - )
پيشگفتار و مقدمه 37
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى )
عربى روى آوردند و اين امر تا پايان عهد صفوى همچنان برقرار بود . در اين عهد به فن تاريخ نگارى توجه بسيار مىشد و اين امر دنباله تلاش مغولان براى ضبط و ثبت حوادث حكمرانى خود به دست تاريخنويسان ايرانى بود . تيموريان و تركمانان نيز به تاريخنگارى اهميت بسيار مىدادند و در تشويق مورخان زمان خود مىكوشيدند . متون تاريخى اين دوره به دو دسته تقسيم مىشود . يك دسته آنهايى كه تاريخ دوره خاصى از عهد تيمورى را در بر دارند . مانند « ظفرنامه » 27 نظام شامى كه شامل وقايع عهد تيمور تا سال 806 است . يا « مطلع السعدين » 28 نوشته كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى ( 816 - 887 ) كه وقايع عهد شاهرخ و پس از آن تا سال 875 را در بر مىگيرد . دسته ديگر كتابهايى كه در زمرهء تاريخ عمومى است مانند « مجمع التواريخ سلطانى » 29 از حافظ ابرو كه جلد اول تا سوم آن شامل وقايع تاريخى تا زمان ايلخانان و جلد چهارم آن از مرگ سلطان ابو سعيد خان بهادر آخرين حكمران مغول تا سال 830 است و كتاب « مجمل فصيحى » 30 تأليف فصيح خوافى كه به وقايع پيش از اسلام تا سال 845 پرداخته است . در اواخر عهد تيمورى دو كتاب بسيار مهم در تاريخ عمومى تأليف شد كه از مآخذ معتبر در تاريخ ايران به شمار مىرود . اين دو كتاب عبارتند از : 1 - روضة الصفا تأليف ميرخواند محمد بن امير برهان الدين خاوند شاه بن شاه كمال الدين محمود بلخى كه يكى از مهمترين مورخان عهد تيمورى و از رجال بزرگ آن دوران به شمار مىآيد . او در سال 837 در بلخ متولد شد و در جوانى به هرات رفت و به تحصيل پرداخت . از همان زمان مورد توجه امير علىشير نوايى قرار گرفت . ميرخواند كتاب روضة الصفا را به نام امير علىشير نوايى در هفت جلد تأليف كرد كه جلد هفتم بر اثر بيمارى وى ناتمام ماند و بعد توسط نوادهء او غياث الدين خواند مير تكميل شد . ميرخواند در سال 903 در هرات درگذشت . كتاب وى تاريخ مفصلى است شامل تاريخ ايران و اسلام كه تا قسمتى از دوران سلطنت حسين بايقرا ادامه مىيابد . سبك نثر ميرخواند در اين كتاب روان و پخته و از نمونههاى خوب نثر در اين دوران است 31 .